دلم میخواهد ماشین را بردارم و با دو تا دوست جانجانی بروم شمال. بعد طرفهای غروب از جاده خارج شویم و بیندازیم توی جنگل و همین طوری چند صد متری برویم داخل؛ اینقدر که دیگر هیچچیز جز درخت دیده نشود و … بیشتر →
بامدادیخودم wrote 1 year ago: دلم میخواهد ماشین را بردارم و با دو تا دوست جانجانی بروم شمال. بعد طرفهای غروب از جاده خارج شویم … more →
خودم wrote 1 year ago: ایاصوفیا میهمانانش را غافلگیر میکند. ورود به مسجد عظیم ایاصوفیا بلافاصله غافلگیرت میکند. نه به خ … more →
خودم wrote 1 year ago: بیشتر عکسهایی که از صحرا و شنهای روان دیدهام، صحرا را از نمای دور یا نسبتا با فاصله نشان میدهند. … more →
خودم wrote 1 year ago: سفر خاطرهانگیز و یک هفتهای (به طور دقیقتر حدود 180 ساعت) من به سنگاپور تمام شد. بدون اینکه قصد ب … more →
خودم wrote 1 year ago: در ردیف جلو نشسته بودیم. پاهایش را از توی کفش درآورد و به دیوار مقابل تکیه داد. هواپیما در حال اوج گ … more →
خودم wrote 1 year ago: سردرگم شدن در بزرگترین فرودگاه اروپا یعنی فرودگاه شارل دوگول پاریس خیلی آسان اتفاق میافتد. اگر شمار … more →
خودم wrote 1 year ago: موزهها و معماریهای زیبا و با شکوه پاریس را رها کردم که توریستها تا میتوانند در آن بگردند. برای م … more →
خودم wrote 1 year ago: دیدهام و شنیدهام که مردم از سفرهای طولانی هوایی مینالند اما هرگز نفهمیدهام چرا. با اینکه زباد س … more →
خودم wrote 1 year ago: بعد از حدود سه هفته امروز ویزای (همان روادید خودمان) اروپای من آمد. یعنی از لحظهای که گذرنامه را تح … more →