دلم گرفته ، دلم عجيب گرفته است. و هيچ چيز ، نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش ، نه اين صداقت حرفي ، كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست، نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نمي رهاند. … more →
Mohammad hussien haddadzadehrazegi wrote 2 weeks ago: محمد بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد دارايى او و آنچه اندوختسودش نكرد بزودى در آتشى پرزبانه … more →
ehsanpour wrote 2 weeks ago: آدیداسهایم کو؟ چه کسی بود صدا زد کامبیــــز؟ … more →
musicmobham wrote 1 month ago: 1- در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است. 2- بگذاریم که احساس هوایی بخورد… 3- هر … more →
mhhz wrote 1 month ago: دلم گرفته ، دلم عجيب گرفته است. و هيچ چيز ، نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش ، نه ا … more →
mhhz wrote 1 month ago: سپهري از بخش آخر كتاب ” آوار آفتاب ” شروع و به شكل خيلي تازه و مسحور كننده اي هم شروع مي … more →
tafakkor azad wrote 1 month ago: صدای قدم .. در سایه شعر ” سهراب سپهری “ .. بسراغ من اگر می آئی ، محکم و پیوسته بی … more →
خرچنگ زاده wrote 2 months ago: ريخته سرخ غروب جابجا بر سر سنگ… كوه خاموش است… مي خروشد رود… مانده در دامن دشت خرم … more →
م.عاصی wrote 2 months ago: روشن است آتش درون شب وز پس دودش طرحی از ویرانه های دور. گر به گوش آید صدایی خشک : استخوان مرده می لغ … more →
دریانوش wrote 2 months ago: صدا كن مرا. صداي تو خوب است. صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن ميرويد. در اب … more →
دریانوش wrote 3 months ago: دنگ…، دنگ… ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می … more →
دریانوش wrote 3 months ago: هوس کردم سهراب بخونم ، رفتم هشت کتاب رو آوردم، پارسال شیوا به مناسبتِ تولدم بهم هدیه دادِش … ا … more →
م.عاصی wrote 3 months ago: از هجوم نغمه ای بشکافت گور ِ مغز من امشب: مرده ای را جان به رگ ها ریخت، پاشد از جا در میان سایه و رو … more →
استاد افخمی wrote 5 months ago: آنی بود، درها وا شده بود. برگی نه، شاخی نه، باغ فنا پیدا شده بود. مرغان مکان خاموش،این خاموش، آن خا … more →
خرچنگ زاده wrote 6 months ago: روي بام هميشه پابرهنه بودم، پابرهنگي نعمتي بود كه از دست رفت. كفش ته مانده تلاش آدم است در راه انكار … more →
امین هاشمی wrote 7 months ago: دشت هايي چه فراخ ! كوههايي چه بلند ! در گلستانه چه بوي علفي مي آمد ! من در اين آبادي، پي چيزي مي گشت … more →
5pesar wrote 7 months ago: قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عش … more →