دیگه راه بازگشتی نداری چون وقتی رفتی، دیگه رفتی آدمها یویو نیستن که هی بری و هی بیای . هی بری و هی پشیمون بشی . هی بری و هی دلتنگی کنی . هی بری و هی بهونشو بگیری . درسته که هر دفعه که برمی گردی لبخند … بیشتر →
ذهن خاكسترينوشت 4 months ago: می رود بی خبر ! بی اینکه بگذارد برایش حتی دستی تکان دهی می رود حتی اثاثی ندارد که جمع کند ، جزردپاها … بیشتر →
نوشت 8 months ago: دیگه راه بازگشتی نداری چون وقتی رفتی، دیگه رفتی آدمها یویو نیستن که هی بری و هی بیای . هی بری و هی پ … بیشتر →
نوشت 9 months ago: می گوید پاهای تو روی زمین نیست . قبول ! اما اگر پاهایم روی زمین نباشد و ان بالا هم دستی نباشد که مرا … بیشتر →