حالا میدانم این شعرها هستنند که انسانها را میسرایند، نه انسانها! همیشه وقتی شعرهایم را مرور میکنم، میبینم آن لحظه، معنی شعرها را نمیدانستم، اما بعدا چیزهایی از آن میفهمم… حالا میفهمم، تمام… more →
شاید بعضی وقتهافرشته wrote 2 months ago: حالا میدانم این شعرها هستنند که انسانها را میسرایند، نه انسانها! همیشه وقتی شعرهایم را مرور میکنم … more →
فرشته wrote 6 months ago: گاهی دلم برای خودم میسوزد، و برای بعضی آدمها که به من اعتقاد دارند بیشتر، نه، برای آنها نمیسوزد، بر … more →
فرشته wrote 8 months ago: شده عین بچهها، قهر کرده، رفته یه گوشه کز کرده و هرچی صداش میکنم، جواب نمیده، فقط هی میپرسه: چرا؟؟ … more →
فرشته wrote 11 months ago: گاهی چیزهای خیلی ساده آدما رو خیلی خیلی خوشحال میکنه… مثل یه تلفن از یه دوست خوب و عزیز، که ح … more →
فرشته wrote 11 months ago: الآن اذون گفتن و اوج دپرسیهای شاعرانه عصر جمعه را میشود حس کرد! .اما من، امروز، امشب، این عصر پایی … more →
فرشته wrote 1 year ago: من و تو… عشق حقیقی این است؟ من گمان میکردم عاشقم، عشق حقیقی دارم اما… . چشمهایم را لحظا … more →
فرشته wrote 1 year ago: نخستین جشنواره شعر ملی زاگرس در یاسوج برگزار میشود: نخستین جشنواره ملی شعر زاگرس برای اطلاعات بیشتر … more →
فرشته wrote 1 year ago: نمیدانم چرا تابستان که میخواهد برود و برگهای درختان جاری میشوند، انگار با این برگها افکار من هم … more →
فرشته wrote 1 year ago: . دقیقهها و ثانیهها میروند و میگذرند و تو هنوز، همچنان در فکرم تو از کدام کوچه ذهنم عبور خواهی ک … more →
فرشته wrote 2 years ago: به چشم خیس من بنگر پر از اشک اقاقیهاست نه آن اشکی که میبارد که ساکن در همین دریاست اگر عاشق شوی بی … more →