گاهی دلم برای خودم میسوزد، و برای بعضی آدمها که به من اعتقاد دارند بیشتر، نه، برای آنها نمیسوزد، برای خودم متاسف میشوم و از خدا ممنون…، ممنون میشوم که مرا شرمنده نگاه آدمها نمیکند، ممنون می… more →
شاید بعضی وقتهافرشته wrote 1 month ago: گاهی دلم برای خودم میسوزد، و برای بعضی آدمها که به من اعتقاد دارند بیشتر، نه، برای آنها نمیسوزد، بر … more →
فرشته wrote 4 months ago: شده عین بچهها، قهر کرده، رفته یه گوشه کز کرده و هرچی صداش میکنم، جواب نمیده، فقط هی میپرسه: چرا؟؟ … more →
فرشته wrote 6 months ago: گاهی چیزهای خیلی ساده آدما رو خیلی خیلی خوشحال میکنه… مثل یه تلفن از یه دوست خوب و عزیز، که … more →
فرشته wrote 7 months ago: الآن اذون گفتن و اوج دپرسیهای شاعرانه عصر جمعه را میشود حس کرد! .اما من، امروز، امشب، این عصر پای … more →
فرشته wrote 7 months ago: من و تو… عشق حقیقی این است؟ من گمان میکردم عاشقم، عشق حقیقی دارم اما… . چشمهایم را … more →
فرشته wrote 8 months ago: نخستین جشنواره شعر ملی زاگرس در یاسوج برگزار میشود: نخستین جشنواره ملی شعر زاگرس برای اطلاعات ب … more →
فرشته wrote 10 months ago: نمیدانم چرا تابستان که میخواهد برود و برگهای درختان جاری میشوند، انگار با این برگها افکار من هم … more →
فرشته wrote 1 year ago: . دقیقهها و ثانیهها میروند و میگذرند و تو هنوز، همچنان در فکرم تو از کدام کوچه ذهنم عبور خواهی … more →
فرشته wrote 1 year ago: به چشم خیس من بنگر پر از اشک اقاقیهاست نه آن اشکی که میبارد که ساکن در همین دریاست اگر عاشق شوی بی … more →