…. و چنین است و بود ، که کتاب لغت نیز، به بازجویان سپرده شد تا هر واژه را که معنایی داشت، به بند کشند و واژگان بی آرش را، به شاعران بگذارند و واژه ها به گنهکار و بیگناه تقسیم شد به آزاده و بی معنی س… more →
MGroupsbarzegar wrote 2 weeks ago: این شعر چه قدر به حال و هوای این روزها می خوره. ای ديده ی دريده ی سبز ِ سرد! شبهای مه گرفته ی دم کر … more →
farhadata wrote 2 weeks ago: شاملو در شب شعر سوئد در سال 1372 موقع خواندن این شعر می گوید البته این آخر بازی تنها یک نفر نیست ع … more →
masterfreewolf wrote 3 weeks ago: یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود. زار و زار گریه می کردن پریا مث … more →
aghelane wrote 3 weeks ago: فیلم کشته شدن هموطنانمان و تیر خوردن دختر جوان در تظاهرات دوشنبه واقعا تکانم داد. .این روزها جای شا … more →
farhadata wrote 3 weeks ago: روزهای سیاهی در پیش است. دوران پر ادباری که گرچه منطقا عمری دراز نمی تواند داشت از هم اکنون نهاد تیر … more →
صبا wrote 3 weeks ago: خیلی دلم می خواست قبل انتخابات یه عالمه انتقاد کنم از این جو مسخره ای که همه (حتی خودم ) رو گرفته بو … more →
mahda wrote 1 month ago: خیلی وقته وقت نداشتم آپ کنم. نه اینکه سوژه نبود ها! سوژه بود فراوووون! ولی وقتش رو نداشتم. الان امشب … more →
sinra wrote 3 months ago: دریا خندید در دور دست، دندان هایش کف و لب هایش آسمان. - تو چه می فروشی دختر غمگین سینه عریان؟ - من آ … more →
sinra wrote 3 months ago: پنجره ی مهتابی را بسته ام چرا که نمی خواهم زاری ها را بشنوم . با این همه، از پس دیوارهای خاکستر هیچ … more →
arash wrote 3 months ago: شاملوپس آنگاه زمين به سخن درآمد و آدمي، خسته و تنها و انديشناک بر سر ِ سنگي نشسته بود پشيمان از کر … more →
5pesar wrote 3 months ago: لینک به منبع «در پنج ساله آخر عمر خویش، «لورکا» کمتر به سرودن شعری مستقل پرداخت. میتوان گفت مهمتری … more →
arash wrote 3 months ago: پس پای ها استوارتر بر زمین بداشت تیره پشت راست کرد گردن به غرور برافراشت و فریاد برداشت اینک من آدمی … more →
پارادوکس wrote 5 months ago: آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک همچون گلوگاه پرنده یی ، هیچ کجا دیواری فروریخته باقی نمی ماند . س … more →
farhadata wrote 6 months ago: خوب یا بد، هیچ وقت در زندگی به فکر تکیه گاه نبودم. بازم کسی می خواد بپذیرد یا نه هیچ وقت به فکر کمک … more →
مسعود رفیعی طالقانی wrote 7 months ago: به بهانه درگذشت احمد آقالو عزاداری در گذشت نابهنگام احمد آقالو من را هم مثل بقیه دوستداران او غمزده … more →
ikka wrote 7 months ago: می خوام کمی گریه کنم.می خوام حتی برای یک لحظه هم که شده سردی یک قطره اشک را رو گونه هام حس کنم! اون … more →
یک زن wrote 8 months ago: متاسفانه خیلی از شعر سررشته ندارم و فقط در دورهٔ کوتاهی از زندگیم با اشعار سهراب سپهری ؛ سیمین بهبها … more →
آرزو مختاریان wrote 9 months ago: برفِ نو برفِ نو سلام سلام … … more →