روزهایی که عزادار تو هستم، هستم م.قلم از عزاداری تو غمگینم از سیاهی که به تن پوشیده روز با این همه کباده ی نور! دلخورم وقت غروب من به فردا که برایش امشب شعر شادی و طرب می گویم به تقلای وصالش مستم مومن… بیشتر →
سر آن ندارد امشب ...سهيل رها wrote 3 months ago: روزهایی که عزادار تو هستم، هستم م.قلم از عزاداری تو غمگینم از سیاهی که به تن پوشیده روز با این همه ک … more →