پدرم دلش میخواست محرمها گراش باشد، ما هم دلمان میخواست پدرم محرمها گراش باشد. محرمهای با او حس و حال دیگری داشت. میشد رفت وسط هیات ثارالله وقتی او بلندگوی اول دسته را گرفته است، انگشت اشاره را ا… بیشتر →
روزنامه نگار شهر خاكستریمحمد خواجهپور wrote 1 week ago: پدرم دلش میخواست محرمها گراش باشد، ما هم دلمان میخواست پدرم محرمها گراش باشد. محرمهای با او حس … more →
محمد خواجهپور wrote 2 weeks ago: بعضیها اتاقم را دیدهاند. دو کمد و یک یخچال کتاب دارم و البته تختی که زیر آن پر روزنامهها و مجله و … more →
محمد خواجهپور wrote 4 weeks ago: همه به ویژه دخترها یک دفتر خاطرات برای خودشان دارند. اما این دفتر خاطرات بیش از آن دفتر خاطرات باشد … more →
محمد خواجهپور wrote 1 month ago: مثل هميشه و هر ثانيه دلم گرفته است. هيچ چيز فرقي نكرده، آدمها هنوز قاتيپاتي و ولنگار توي ذهنم ريخت … more →
محمد خواجهپور wrote 1 month ago: پدربزرگم هنوز مادربزرگ نادیدهام کفن نپوسیده میرود یک زن دیگر میگیرد و مادرم همیشه از این یاد میک … more →
محمد خواجهپور wrote 1 month ago: سلام حرفي براي گفتن نيست هيچ وقت حرفي نبوده است و تمام چرنديات ما تكراريست بيگريز ، ديگر دلم هيچ … more →
محمد خواجهپور wrote 1 month ago: در بازیهای کامپیوتری ادعایی ندارم. مثل سعید نبودم که برای بیرون کردنم از محل پلیاستیشن باید به خان … more →
محمد خواجهپور wrote 2 months ago: بچه که بودیم برادرم حسین یک کارتن پفک میخرید و یک کارتن “شانسِ” تابستانها بساط میکرد … more →
محمد خواجهپور wrote 2 months ago: آخرین بار کی بود؟ خیلی وقت است دعوا نکردهام. خیلی وقت است مشتم هوا را نشکافته است و به صورت و تن دی … more →
محمد خواجهپور wrote 2 months ago: اولین بار کلاس چهارم ابتدایی بودم که اسماش را در برد دبستان دیدم. مسابقات علمی برگزار شده بود و من … more →
محمد خواجهپور wrote 3 months ago: اولین روز مدرسه را یادم نیست. خیلیها هم این طور هستند هر چند با زور و ضرب سعی میکنند. خاطرهای برا … more →
محمد خواجهپور wrote 3 months ago: پیرها فکر میکنند جوانها جاهلند و احساساتی و جوانان فکر میکنند پیرها خرفت و محافظهکارند. مردها فک … more →
محمد خواجهپور wrote 3 months ago: قصه کتابخوانی با خواهرم شروع شد و این که قبل از مدرسه رفتن و البته کودکستان نرفتن خواندن حروف و کلم … more →
محمد خواجهپور wrote 4 months ago: این یک هفته که از توقیف روزنامه اعتماد ملی گذشته است کلی ملت با جستجو کردن به این وبلاگ رسیدهاند. م … more →
محمد خواجهپور wrote 4 months ago: از مناسبتها خوشم نمیآید. از مناسبتهای رسمی مثل روز پدر و روزمادر و این جور چیزها بگیریم تا مناسبت … more →
محمد خواجهپور wrote 7 months ago: حالا که دیگر معتاد شدهایم. روزی کمتر از پنج ساعت وصل باشم دیگر کارهایم میماند و وقت درس خواندن هم … more →
محمد خواجهپور wrote 8 months ago: خدمتتان عارضم. آدم هر چقدر هم روشنفکر باشد یا روشنفکر بازی بکند. هیچی در عالم مزه خبرهای عروسی و نا … more →
محمد خواجهپور wrote 8 months ago: بچه بودیم. نه این که حالا بزرگ شده باشیم. خاطرهای دور و حالا رنگ پریده مانده است. باید آن موقع هفت … more →
محمد خواجهپور wrote 9 months ago: رئيس اداره مبارزه با جرائم جنايي فارس به شهادت رسيد. همین قدر خبر ساده بود و تو پرت میشوی به یک س … more →