امروز توی ایستگاه تاکسی یه دختری رو دیدم که خیلی زیبا بود. صورت خیلی معصومی داشت و یه لحظه حواسم کاملاً پرت شد. یه راننده داشت به من اشاره میکرد که اگه یه نفری بیا بشین راه بیافتیم. چند لحظه طول کشید … more →
CiviliCabamdadi wrote 7 months ago: گناهکار نیستم، اما احساس گناهکار بودن میکنم، انگار جرمی بزرگ مرتکب شده باشم. گناهکار نیستم، نبود … more →
امیر wrote 1 year ago: پیرمرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو بهآرومی از توی پلاستیک در آورد و ا … more →
civilika wrote 1 year ago: امروز توی ایستگاه تاکسی یه دختری رو دیدم که خیلی زیبا بود. صورت خیلی معصومی داشت و یه لحظه حواسم کام … more →