رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: شعرهای من

وب‌نوشت‌های ویژه

شاید ترس تو آنقدرها هم بی جا نبود3 comments

می‌نا wrote 2 months ago: . . از زنی که موهایش را در رودخانه شانه و صورتش را با سیلی باران سرخ … همین کفش‌های کهنه مانده … more →

خسروانی

می‌نا wrote 2 months ago: . . این وقت و بی‌وقت زیر و رو کردنِ دل‌شوره هایِ شیرین نه دوایِ دردِ تو می‌شود نه مسکّن پریشان‌حالی … more →

مرثیه ای برای پیامبری که...

می‌نا wrote 2 months ago: . . طوری زُل زده‌ای به دست‌های من که یاد موسی می‌افتم دستم را در جیبم فرو می‌کنم و برای دوام معجزه‌ا … more →

طوسی

می‌نا wrote 2 months ago: . . در آغوش خاکستری‌ات گُمم کن هوسِ ققنوس شدن کرده‌ام. . . این شعر در ماه مگ … more →

من ای جهل و بیداد بیزار بیزار بیزارم از تو

محسن صباحی بیدگلی wrote 2 months ago: من ای جهل بیزارم از جهل بیزار بیزارم از تو که پژمرده پندارم این نیز البته پندارم از تو تو ای آسمان ش … more →

مهمان

می‌نا wrote 2 months ago: . . لیوان‌های خالیِ چای و سطرهای خط خطی ساعت‌هاست ردیف شده‌اند اما شعر نمی‌آید . می‌نشینم و در غروب … more →

بلوف

می‌نا wrote 2 months ago: . . پشتِ سرت را نگاه نکن به دلت بد نیاور از این کاسه آبی که شکست نگو که گریه شگون و… از این حر … more →

فراقی

می‌نا wrote 2 months ago: . . بوی بارانی‌ات کافی است تا غیرتی شود و برگردد شعر . . … more →

تهدید

می‌نا wrote 2 months ago: . . ماهی حتی اگر توی حوض افتاده باشی و با انگشت اشاره ام بلرزی! . . … more →

علف های هرز3 comments

محمود wrote 2 months ago: چنکگت را بر خاک می کشی تا خیل جانوران زیر باغچه در هم بلولند   تا که آکروپلیست را بر بلندای کوه رحمت … more →

برچسب‌ها: دل نوشته, انتقالی از وبلاگ غرق شدم!, شعرها، هایکو ها و ترانه هام

بیمار شده قلبم که شرحه شرحه اش می کنند1 comment

محسن صباحی بیدگلی wrote 3 months ago: خدا را فراموش کردم بین دو لقمه افطار رحمان را نوشیدم با دو جرعه شیر رحیم را حیران ماندم بیمار شده قل … more →

خلال چشمانش1 comment

محسن صباحی بیدگلی wrote 3 months ago: سر کشیدم خنده اش را در کاسه شله زرد راستی خلال چشمانش بادام هم داشت چه رایحه ای دارد دارچین لب بام ا … more →

می بینمت آیینه می اندازمت سنگ شعری قدیمی تقدیم به ائتلاف اخذ اعتراف

محسن صباحی بیدگلی wrote 3 months ago: می بینمت آیینه می اندازمت سنگ با یک فلاخن کینه می اندازمت سنگ اندازه می گیرم نگاهم را چه کوتاه تا پش … more →

آه از جیغ کودک تاثیر2 comments

محسن صباحی بیدگلی wrote 3 months ago: باز هم شعری بسیار قدیمی برای محمود عزیز آه ازجیغ کودک تاثیر از نفسهای سوتک تاثیر مانده بر زیر پای شی … more →

خدا خدای زمینی1 comment

محسن صباحی بیدگلی wrote 3 months ago: خدا! خدای زمینی! خدای خشم و غرور! بگو که برگ درختان دگر نروید سبز به سربلندی و عزت دگر نبالد سرو بپا … more →

خراشي از نگاه جر خورده من10 comments

محسن صباحی بیدگلی wrote 4 months ago: نگاهم جر خورده از شيشه اين پنجره هاي شکسته/ جر خورده  نگاهم روي مخمل انقلابي چمن/ ومن     مي سايم  آ … more →

می شيونم بين اين همه خس در کاهريز3 comments

محسن صباحی بیدگلی wrote 4 months ago: کلمه جاتي نه، که  توپوقولوفي مي زنم در بغض گلوبندکغم/ و به نجاتي که از اين اَح اَح/ مدينه فازِ زلزله … more →

نقاب خاکستری یکی از شعرهای قدیمیم که بد جوری الان به دلم می نشیند1 comment

محسن صباحی بیدگلی wrote 4 months ago: در انزوا فرو مرده ام/ در این نقاب خاکستری/تب است و وهم سوسوزدن/ شب است و خواب نیلوفری/شب است و شوق ا … more →

و...2 comments

محسن صباحی بیدگلی wrote 4 months ago: و پشت کـــرده ام    اینجا  به شب و دشنه ترین و چشم می گــزم    اینجا  به شرمسوزی دین وگــاز میـــــز … more →


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید