سماع wrote 1 year ago: اوما،آنقدر تشنه ام که احساس می کنم تنها در آغوش تو باران می آید و باید بی چتر دل به دریا زد.و آنقدر … more →
سماع wrote 2 years ago: 1-با این درد زبان چه کنم کلماتی از سر استفهام و لکنت بی واژه!… 2-با تو چه کنم هی دردت به جان ب … more →
سماع wrote 2 years ago: خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر… … more →
سماع wrote 2 years ago: سماع نیایش،نیایشی دیگرگون ستایش،ستایشی دیگرگون نیایش و ستایشی در خور … more →
سماع wrote 2 years ago: حال همه خوب است تمام روز هایم بوی دلتنگی میدهد وتمام دلتنگی هایم بوی سوختن انگار خبری در راه است فق … more →
سماع wrote 2 years ago: گاهی اوقات دلم از این وسعت بی واژه می گیرد از این اتاق خالی و میز چوبی گاهی دلم از این دق دل واپسین … more →
سماع wrote 2 years ago: برای بال زخمی پروانگان میهنم…برای ابراهیم متین و هادی کشتکار و اکبر و الله قلی جوکار … more →
سماع wrote 2 years ago: بیا و بنشین بر پلک ترد شعر من ونترس از استفهام لکنت و جملات امری چشمانم چه ماه سنگینی … more →
سماع wrote 2 years ago: 1-نضامنامه ی ذهنی من وتو در دست باد و دل در گرو رفتن دارد. 2-من وتو سخت بیماریم تنمان آبستن آبله پا … more →
سماع wrote 2 years ago: سالمرگ شاملوی بزرگ،آبروی آبی ادبیات با این شعر عاشقانه ها داشتم آیدا در آئینه لبانت به ظرافت شعر … more →
سماع wrote 2 years ago: 1-حالا به نیمه این دل کوچکم رسیده ام می خواهم دلم را برایت بنویسم دیر وقت است یکراست باید رفت سراغ ا … more →
سماع wrote 2 years ago: عشق که ابتکار ما نبوده است از بودابود ازل بوده و هست یا نکند خیال می کنید که اینجا چهار راه کودکی … more →
سماع wrote 2 years ago: برای آیدا…زیبای همیشه در آیینه ی … more →
سماع wrote 2 years ago: برای همسرم،و دلشوره های بیدلیلش… یکی درمی … more →
سماع wrote 2 years ago: از روی دست زندگی تقلب می کنم،کنار دختر رویایم مینشینم،ماشین خاطره اش را به راه می اندازم و با او به … more →
سماع wrote 2 years ago: سال بد…. سال بد سال شکوه و شکایت سال بد در سال بد بند بند تنم پاره شد دل در گرو دستی ندارم به … more →
سماع wrote 2 years ago: جنوبي… ۱-ما… جنوب ما رويا ما جنوب نگاه جنوب دريا و تور و صيد دلها. جنوب فقر … more →