دیروز: امروز حداقل استرس ندارم! نشستم کیف پولم رو نگاه کردم. تقریبن 50 هزار ریال موجودی دارم! نون و پنیر و سیگارم هم تموم شده، و این مقدار باید به مصرف این اقلام! برسه. تا زمانی که نفس میکشم تنها مایه… more →
سکوت مهساzakhmezamin wrote 1 day ago: معشوق جان به بهار آغشته ی منی که موها خیست را خدایان بر سینه ام میریزند ومرا خواب می کنند یک روزمی … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 1 month ago: پیاده تا نبودنت رفتم و تنهاتر شدم توی تئاتر زندگی بغض یه بازیگر شدم … more →
Mahsa wrote 4 months ago: دیروز: امروز حداقل استرس ندارم! نشستم کیف پولم رو نگاه کردم. تقریبن 50 هزار ریال موجودی دارم! نون و … more →
Mahsa wrote 7 months ago: 1- ساعت حدود شش صبح بعد از حمام رفتم جلو آینه، زل زدم، گفتم چشمات وقت گریه هم قشنگن! 2_ دیرم شده، دا … more →
Mahsa wrote 7 months ago: انشای امید در شبی که حال بد است: خدا! میدونی فقط تو رو دارم. 1- امید من امشب یک ساندویچ هایدا بود که … more →
Mahsa wrote 7 months ago: نمیدانم اینطور وقتها چه باید بکنم. اما هیچ هیچ که نتوانم بکنم از دیوار که کمتر نیستم. آرام بایست. تک … more →
Mahsa wrote 7 months ago: … فریاد من همه گریز از درد بود چرا که من در وحشت انگیزترین شب ها؛ آفتاب را به دعایی نومیدوار ط … more →
Mahsa wrote 8 months ago: گیرتر از آنم این روزها که اینجا بنویسم این روزها که خوب بود خیلی خوب و از همه مهمتر یک روز بارانی که … more →
Mahsa wrote 8 months ago: 1- در حالی دارم چرت و پرت مینویسم که یک عالمه استرس و گرفتاری توی کله ام است و اصلن این بیخیال نشستن … more →
Mahsa wrote 9 months ago: این ترانه برای هیچکس نیست یعنی اینکه برای تنهایی خودم است “من با زخم زبونات رفیقم مرهم بزار با … more →
thelostchildhood wrote 11 months ago: خیال کن که هیچ کس نمرده شهر خالی نیست همه تمام روز می رقصند و ما به چشم های هم نگاه می کنیم طلوعمان … more →
thelostchildhood wrote 11 months ago: خیال کن که هیچ کس نمرده شهر خالی نیست همه تمام روز می رقصند و ما به چشم های هم نگاه می کنیم طلوعمان … more →
Mahsa wrote 11 months ago: آخر خودفروشی فقط به این معنی نیست که ………… خودفروشی انواع و اقسام مختلفی دارد … more →
thelostchildhood wrote 11 months ago: عشق را فراموش کن می خواهم هلاک شوم در گیسوان زردت ترجمه از علیرضا بهنام … more →
thelostchildhood wrote 11 months ago: عشق را فراموش کن می خواهم هلاک شوم در گیسوان زردت ترجمه از علیرضا بهنام … more →
Mahsa wrote 12 months ago: 1- میروم جایز نیست، من رفتم 2- بقیه شو یادم نمیاد چی میخواستم بنویسم 3- به قول دوستی که میگفت: … more →
Mahsa wrote 1 year ago: میبینی؟ از همه اهل خیابان بی چتر ترم به ایستگاه آخر که رسیدیم در ویرانه آغوشت پناهم ده قول میدهم بار … more →
Mahsa wrote 1 year ago: Mama papa forgive me Out of sight Out of mind Out of time To decide Do we run? Should I hide? For th … more →
Mahsa wrote 1 year ago: کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم؟ پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم؟ چرا به من شک می کنی ؟ من ک … more →