برای مجید انتظامی و بوی پیراهن یوسف ماندگارش : همین که تاریکی فرا میرسد واژه گریبانـم را سفت میچسبد. دوست دارم این برهنهگی شب را تا نهایت دوست داشتن تا خود عشق بیگریه بیباران بیبهانه قدم بزنم. … more →
لبخندانهگیپوریا منزه wrote 1 month ago: برای مجید انتظامی و بوی پیراهن یوسف ماندگارش : همین که تاریکی فرا میرسد واژه گریبانـم را سفت میچس … more →
پوریا منزه wrote 1 month ago: برای مجید انتظامی و بوی پیراهن یوسف ماندگارش : همین که تاریکی فرا میرسد واژه گریبانـم را سفت میچس … more →
پوریا منزه wrote 1 month ago: برای سید علی صالحی که این روزها شعرهایش … همیشه از پس تلاطم ِ مطرود ِ عاطفه ساحلی در دوردست پی … more →
پوریا منزه wrote 1 month ago: برای سید علی صالحی که این روزها شعرهایش … همیشه از پس تلاطم ِ مطرود ِ عاطفه ساحلی در دوردست پی … more →
noesevom wrote 2 months ago: ما ايرانيها متاسفانه عادت كرديم كه هميشه در سالروز فوت كسي از او ياد كنيم و براي نبودنش در بين خودما … more →
barayeto wrote 4 months ago: بگذار افسانه نباشی ملک محمد! خون بر برف! لحظه ی اشراق عشق به نجوای کبوتری که با خواهرش سخن می گويد … more →
پوریا منزه wrote 4 months ago: تشبیه تو بود که شعر چون ادرار کودک بی اختیار میریزد. سنجش ِ رطوبت ِ ارتباط بر عهدهی ِ ملاقات! شیفت … more →
پوریا منزه wrote 4 months ago: تشبیه تو بود که شعر چون ادرار کودک بی اختیار میریزد. سنجش ِ رطوبت ِ ارتباط بر عهدهی ِ ملاقات! شیفت … more →
پوریا منزه wrote 5 months ago: مداد ِ بلندی دارم و آسمان همیشه دم ِ دست است اگرچه نای ِ کشیدن ندارم اما تا تاببازی ِ شبانه دو سه … more →
پوریا منزه wrote 5 months ago: مداد ِ بلندی دارم و آسمان همیشه دم ِ دست است اگرچه نای ِ کشیدن ندارم اما تا تاببازی ِ شبانه دو سه … more →
پوریا منزه wrote 6 months ago: نه عینکم کج بود و نه حواسم لک داشت ولیکن لبخندت لهجهی ِ عجیبی داشت به غریبی ِ یک غروب جمعه که خورش … more →
پوریا منزه wrote 6 months ago: نه عینکم کج بود و نه حواسم لک داشت ولیکن لبخندت لهجهی ِ عجیبی داشت به غریبی ِ یک غروب جمعه که خورش … more →
پوریا منزه wrote 7 months ago: خسته شدم پس کی پیدام میکنی؟ سراغم را از ستارهها بگیر نشانیام را از ماه خودت گفتی لابلای آسمان قای … more →
پوریا منزه wrote 7 months ago: خسته شدم پس کی پیدام میکنی؟ سراغم را از ستارهها بگیر نشانیام را از ماه خودت گفتی لابلای آسمان قای … more →
پوریا منزه wrote 9 months ago: گیریم که دستپخت تمام عاشقان و عارفان و شاعران دنیا را نچشیده باشم شیوه آشپزی شان را که آموخته ام می … more →
پوریا منزه wrote 9 months ago: گیریم که دستپخت تمام عاشقان و عارفان و شاعران دنیا را نچشیده باشم شیوه آشپزی شان را که آموخته ام می … more →
barayeto wrote 9 months ago: شعری از ارنستینا د چامپورسین ( وقتی این شعر را خواندم احساس کردم چقدر به این زن شبیهم…و چقدر … more →
پوریا منزه wrote 9 months ago: تردیدی نیست که چشمهئی به زلالی و گوارایی زن تاکنون از زمین فوران نکرده است و پرخروشترین نهری است ک … more →
پوریا منزه wrote 9 months ago: تردیدی نیست که چشمهئی به زلالی و گوارایی زن تاکنون از زمین فوران نکرده است و پرخروشترین نهری است ک … more →