دیگه راه بازگشتی نداری چون وقتی رفتی، دیگه رفتی آدمها یویو نیستن که هی بری و هی بیای . هی بری و هی پشیمون بشی . هی بری و هی دلتنگی کنی . هی بری و هی بهونشو بگیری . درسته که هر دفعه که برمی گردی لبخند … more →
ذهن خاكستريمهرنوش محتشمي wrote 1 month ago: ایستاده ام در بینهایت شب با بی نهایت غم کسی سراغ کوچه انتظار را از من می گیرد و من بن بست اندوه را … more →
مهرنوش محتشمي wrote 2 months ago: دیگه راه بازگشتی نداری چون وقتی رفتی، دیگه رفتی آدمها یویو نیستن که هی بری و هی بیای . هی بری و هی پ … more →
مهرنوش محتشمي wrote 6 months ago: گاهی پاییز برایم دنیای رقصانی است از رنگها و طرحها گاهی پر است از دلتنگی های بارانی و نغمه های یه … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: اگر میشد روزی همه حرفهایی که در پس سه نقطه هاست را بخوانیم … اگر برنامه رمز شکنی بود که رمز ه … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: گمان کردم تو از همان جاده ای آمدی که روزی زندگی ام را در گرد و غبارش گم کرده بودم افسوس نشانیهای تو … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: خواب ميديد خواب آبي آرام و خواب شوقي كه وجودش را در بر گرفته بود بيدار كه شد تمام تنش پر بود از حب … more →