چه کنم این دل من شده بیتاب ندارد طاقت پی تکبیره الاحرام علف می خواند شده پر پر شده خواب شده است مست و خراب : در تنش حسی هست حس یک بغض به خون افتاده حنجری پر ز تپشهای حرام چه کنم با دل من … بیشتر →
ذهن خاكستريمهرنوش محتشمي wrote 4 months ago: چه کنم این دل من شده بیتاب ندارد طاقت پی تکبیره الاحرام علف می خواند شده پر پر شده خواب شده … more →
مهرنوش محتشمي wrote 7 months ago: ایستاده ام در بینهایت شب با بی نهایت غم کسی سراغ کوچه انتظار را از من می گیرد و من بن بست اندوه را د … more →
مهرنوش محتشمي wrote 7 months ago: دیگه راه بازگشتی نداری چون وقتی رفتی، دیگه رفتی آدمها یویو نیستن که هی بری و هی بیای . هی بری و هی پ … more →
مهرنوش محتشمي wrote 12 months ago: گاهی پاییز برایم دنیای رقصانی است از رنگها و طرحها گاهی پر است از دلتنگی های بارانی و نغمه های یه دل … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: اگر میشد روزی همه حرفهایی که در پس سه نقطه هاست را بخوانیم … اگر برنامه رمز شکنی بود که رمز هم … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: گمان کردم تو از همان جاده ای آمدی که روزی زندگی ام را در گرد و غبارش گم کرده بودم افسوس نشانیهای تو … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: خواب ميديد خواب آبي آرام و خواب شوقي كه وجودش را در بر گرفته بود بيدار كه شد تمام تنش پر بود از حبا … more →