در این غروب غمزده بر من ببار بر برگهاي بي طراوت من اما ابر عقيم بي نم باران گذشت و رفت عابر به سوي من بر شاخسار م… more →
R O O T K I Tjarchy wrote 1 month ago: سلام امروز صبح زیبای داشتم صبح زود بارانی زیبا و لطیف ه … more →
jarchy wrote 1 month ago: سلام عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده ام / زان بوی در مشام … more →
کاوه wrote 10 months ago: به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید دل من گرفته زینجا … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: در این غروب غمزده بر من ببار بر برگهاي بي طراوت من اما ا … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: اين عشق ماندني اين شعر بودن … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: عشق شادي ست ، عشق آزادي ست عشق آغاز آدمي زادي ست عشق آ … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: آی عشق آی عشق چهره آبیت پیدا نیست… … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: گویي شب را پگاه نيست هر سو سکوت هست سکوتي هراسنک اي … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: چه فکر مي کني ؟ که بادبان شکسته زورق ِ به گل نشسته اي س … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: سلام اي چشم باراني ! پناهم مي دهي امشب ؟ سوالم را که مي د … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: پيش آن سلسله مو مشت ما واشده بود وسط اين همه کوه تيشه رس … more →
R O O T K I T wrote 1 year ago: وقتي که خورشيد به پيشواز شب مي رود و کوچه از آخرين عابر … more →