ما دوان دوان آمدیم از پشت باغهای گیلاس بزنیم و بعد از درو زدن رودخانه بیفتیم گل راه اصلی . فکر کردیم زود می رسیم . ما آنجا را می شناختیم اما نه مثل کف دست . ما به کف دستهایمان نه اعتماد داشتیم نه توجه… بیشتر →
kinematic wrote 3 months ago: ما دوان دوان آمدیم از پشت باغهای گیلاس بزنیم و بعد از درو زدن رودخانه بیفتیم گل راه اصلی . فکر کردیم … more →
kinematic wrote 1 year ago: تو تنها جمجمه ای و یک حنجر بی هیچ خونی تو تنها صدایی بی هیچ کلمه ای و من … بی خو … more →
kinematic wrote 1 year ago: از جماعت کبریتهای موجود در دنیا یکی هم من دارم… … more →
kinematic wrote 1 year ago: زندگي فقط با فراروي از خود به حفظ خود مي پردازد و جز با حفظ خود نيز از خود فراتر نمي رود سيمون د … more →