از صدای دعوای چند کلاغ از کابوس بیدارشد، تمام وجودش غرق در عرق بود. میترسید بلند شود، میترسید چشم باز کند، م… more →
ابله محلهنقطه دات نقطه wrote 3 months ago: - SMS داری – دستم بنده بَچَهس،مگه نمی بینی چه بلایی س … more →
Ali Fakhari wrote 6 months ago: بازهم برخورد كرديم من و بابا نميدونم ، همه جا اينجوريه … more →
Ali Fakhari wrote 6 months ago: الان دقيقا ساعت 4:24 دقيقه بامداد دوشنبه پنجم فروردين هش … more →
mehrzadpars wrote 10 months ago: از صدای دعوای چند کلاغ از کابوس بیدارشد، تمام وجودش غرق … more →
mehrzadpars wrote 11 months ago: مزخرفترین واقعیت عشق آن است که: از هر که میگریزی عاش … more →