رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: طب نوشته ها

وبلاگ‌های ویژه

پیرزن دوست داشتنی من3 comments

soorena wrote 12 hours ago: آشنا ترین تصویری که از یک پیرزن دوست داشتنی در ذهن من نقش بسته,  بر میگردد به یک تصویر ثابت تکرار شو … more →

لحظه های بازیگوش22 comments

soorena wrote 1 month ago: این نوشته از آن نوشته های بایگانی شده من است که باید مال آذرماه پارسال باشد…گزارش یکی از شب ها … more →

let's be optimistic22 comments

soorena wrote 1 month ago: طب نوشته ها شده تلخ نوشته ها؟ شاید…شاید هم خاصیت کار در بیمارستان خصوصی همین است…که آن ت … more →

آن چهار حفره خالی14 comments

soorena wrote 1 month ago: از صبح به دست راستم نگاه میکنم…چهار انگشتم را جمع میکنم جوری که انگار نباشند و بعد شستم را راس … more →

برای یک اگزازپام14 comments

soorena wrote 2 months ago: راس ده شب بود که صدایم زدند…دخترکی بستری در بخش از سردرد شکایت داشت…طبق عادت  سراغ پروند … more →

خل شده ام...12 comments

soorena wrote 3 months ago: این را درست نمیدانم که چرا در این مدت هر مریضی که بالای سرش حاضر میشوم در کنار مشکل اصلی اش یک ور بز … more →

میترسم...11 comments

soorena wrote 4 months ago: آنشب بین زخمهای صورت پسرک , ترس و وحشت خودم را دیدم…ترس و نگاه قضاوت گری را که تا امروز نمیشنا … more →

چوب لای چرخ18 comments

soorena wrote 6 months ago: امروز بعد از مدتها کار در بیمارستان خصوصی , در جواب اینکه چرا کشیک های من هر ماه کمتر و کمتر میشود  … more →

بانوی خواب زده5 comments

soorena wrote 9 months ago: نرم و بیصدا آرمیده بود بانوی خواب زده…صورتش مثل قرص ماه کامل بود…بی نقص , زیبا و نورانی … more →

هنوخ7 comments

soorena wrote 10 months ago: 70 و خورده ای سال گرفته از خدا , چشمهایش را محکم بسته و دستهایش را گرفته به تخت , مثل کسی که در ارتف … more →

به سبک ایرانی14 comments

soorena wrote 10 months ago: همیشه از دادن خبر بد در رفته ام…خر بد را که در مختصات فرهنگ ایرانی جا میدهی چیز هشلهف بیخودی ا … more →

شب6 comments

soorena wrote 11 months ago: سر شب زنگ میزنند که مریضی برای سونداژ داریم..بخش داخلی است و مریض مَرد…پرونده را که ورق میزنم … more →

خاطره های پراکنده13 comments

soorena wrote 11 months ago: زنگ زده اند از بخش که مریضی درد اپی گاستر دارد…مریضی که برای آنژیو خوابیده و در آزمایش هایش BU … more →

هلو7 comments

soorena wrote 1 year ago: *ماشین ها را به هم دوخته اند انگار… پای چپم روی کلاچ زق زق میکند…قبل هفت رسیده ام و ماشی … more →

گلباران4 comments

soorena wrote 1 year ago: برای مامان کوچولو و دخترش معاینه نوزادان تازه به دنیا آمده همیشه از بخشهای مفرح آن کشیک های سنگین بو … more →

قند

soorena wrote 1 year ago: روزهایی هست که بشدت خرافاتی میشوم…انگار همه پدیده ها دست به دست هم میدهند تا اتفاقی خوشایند بر … more →

سقوط آزاد:)4 comments

soorena wrote 1 year ago: عاشق پیر مردهایی هستم که هنوزم که هنوزه وقتی دختر جوان میبینند چشمهایشان از شیطنت برق میزند ,  لبخند … more →

فوژان یعنی فریاد11 comments

soorena wrote 1 year ago: از ظهر گذشته بود که دختری دانشجو همراه دو دختر همکلاسیش آمد اورژانس…لهجه تهرانی آشنایی داشت … more →

همچون یک انترن2 comments

soorena wrote 1 year ago: نوشتن این طب نوشته ها حالم را سر جایش می آورد…هنوز هم وقتی یاد آن روزها می افتم و در موردشان م … more →


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با RSS دنبال کنید