Blogs about: طب نوشته ها
Featured Blog
فوژان یعنی فریاد
از ظهر گذشته بود که دختری دانشجو همراه دو دختر همکلاسیش آمد اورژانس…لهجه تهرانی آشنایی داشت…پهلویش درد… . Raquo & Nbsp بیشتر &
بازتاب نفس صبحدمان
فوژان یعنی فریاد
— 9 comments
soorena wrote 4 days ago: از ظهر گذشته بود که دختری دانشجو همراه دو دختر همکلاسی … more »
همچون یک انترن
— 2 comments
soorena wrote 1 month ago: نوشتن این طب نوشته ها حالم را سر جایش می آورد…هنوز هم … more »
ایست قلبی
— 3 comments
soorena wrote 1 month ago: عصر شلوغی بود…از آن روزها که از در و دیوار مریض بد حا … more »
قصاب
— 3 comments
soorena wrote 2 months ago: دوست گرمابه و گلستانم لبخند به لب تعریف میکرد از یکی از … more »
رویا
— 12 comments
soorena wrote 2 months ago: بچه ها دنیای بی غل و غشی دارند…مثل آدم بزرگ ها خودشان … more »
عامو
— 6 comments
soorena wrote 2 months ago: در یکی از بعد از ظهرهای شلوغ , بین مریض های سرپایی , مرد … more »
اکسیژن
— 8 comments
soorena wrote 2 months ago: انگیزه نوشتن این طب نوشته ها دیگر شخصی نیست…مدتهاست … more »
زخم
— 5 comments
soorena wrote 3 months ago: این نوشته مال سه ماه پیشه…ماهی که 4 تا مریضم اکسپایر … more »
schokolade
— 2 comments
soorena wrote 3 months ago: طرفای عصر بود بعد از دیدن یه مریض رفتم توی استیشن پرستا … more »
surgery of the heart
— 2 comments
soorena wrote 3 months ago: بی صدا دنبال مادرش اومد تو…و من تا دیدمش باهاش سلام … more »
my adorable darling
— 7 comments
soorena wrote 3 months ago: طبق معمول همیشه مطب شلوغ بود…چند تا چند تا مریض و همر … more »
تقدیر
— 9 comments
soorena wrote 4 months ago: میگفتن یه بچه هفت ساله افغانی رو آوردن اورژانس با بیست … more »
sleep well
— 1 comment
soorena wrote 4 months ago: یه جمله ای هست که تازه فهمیدم وقتی بکار میبرم خیلی مریض … more »
Acetaminophen mon amour
— 3 comments
soorena wrote 4 months ago: یه خانوم مسن بود با یه سری بخیه های منگنه ای روی پاش … more »
my little gentleman
— 18 comments
soorena wrote 4 months ago: از در که اومد تو مستقیم و بی گفتگو نشست روی صندلی کنار م … more »
ساعتها
— 16 comments
soorena wrote 4 months ago: ساعت حدودای 11 و نیم شب بود که یه خانوم 80 ساله با درد معد … more »
من و مادام بواری
— 11 comments
soorena wrote 5 months ago: مادام بواری آخر داستان یا بهتره بگم آخر فیلم ارسنیک می … more »
نشانه
— 3 comments
soorena wrote 5 months ago: به نشانه ها همیشه اعتقاد داشته م…به اینکه بی مقدمه ی … more »
زمزمه
— 10 comments
soorena wrote 5 months ago: یه لقب جدید گرفتم: خانوم دکتر خوش اخلاقه… پیرزن 80 سال … more »
