صداي ماشين كه همراه گرد و غبار تو سكوت كوچه بلند شد از پاي بخاري جست زد و آمد كنار پنجره . كف دستش را به شيشه بخار گرفته كشيد و صورت گردش را به شيشه چسباند . از پشت شيشه برايش دست تكان داد . گنجشكه… more →
جرعهnytreporter wrote 1 week ago: معجون کِرِم-شکلاتی رنگ را بیحوصله، با طمانینه، هم میزنم…کتاب و جزوه روی میز، بازند… هن … more →
davoudrajabi wrote 1 year ago: صداي ماشين كه همراه گرد و غبار تو سكوت كوچه بلند شد از پاي بخاري جست زد و آمد كنار پنجره . كف دست … more →