رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: طنزندگى

وبلاگ‌های ویژه

يه چيزی

ardiba wrote 7 months ago:   این یه چیزی اگه نبود برای خوردن جوونای مجرد که تلف می‌شدن هیچ مردهای متأهل هم از صدقه سر خانو … more →

برچسب‌ها: Prose, سقـلـمـه, Something to Eat, يه چيزي واسه خوردن, يه چيزي براي خوردن, یه چیزی برای خوردن, خانم‌های هنرمند

ازدواج -Wedding-5

ardiba wrote 8 months ago:     رمز بزرگ ازدواج این است که تمام بدبختی‌ها را به‌حساب اتفاق بگذاری و هیچ اتفاقی را بدبخ … more →

برچسب‌ها: Quote, ازدواج, wedding, Marriage, Harold Nicolson, بدبختی متأهل بودن, اتفاق, رمز بزرگ ازدواج, هارولد نیکلسون

ازدواج -Wedding-2

ardiba wrote 8 months ago:   بخش اول زندگی زناشویی‌مان به خوبی و خوشی گذشت، اما امان از وقتی که از مراسم عروسی برگشتیم… Th … more →

برچسب‌ها: Quote, henry youngman, back from the ceremony, first part of our marriage, بخش اول زندگی, پس از مراسم عروسی

ازدواج -Wedding-1

ardiba wrote 8 months ago:   ازدواج کردن بسته به تقدیر است؛ بالای دار رفتن هم. Wedding is destiny; and hanging likewise. { … more →

برچسب‌ها: Quote, ازدواج, John C.Heywood, hanging, wedding, حلق آویز شدن, بالای دار رفتن, تقدیر, جان سی.هیوود

آفرينش زن1 comment

ardiba wrote 8 months ago: در آغاز، آفریدگار جهان چون به خلقت زن رسید، دید مصالح سفت و سخت را در آفرینش مرد به کار برده و دیگر … more →

برچسب‌ها: Prose, داسـتـان, Podcast, آفرینش زن, آفرينش زن, مرد و زن, روز زن, روز بانوان, بیتا

مردها ـ زن‌ها M-W #13#

Natalie wrote 9 months ago:         من بدنبال مردى مى‌گردم كه فقط مهربان و باشعور باشد. شما بگوييد اين توقع … more →

برچسب‌ها: Quote, M. Van Doren, kind and Understanding, ميليونر, مرد مهربان و باشعور, مرد روياهاي من, مرد ايده ال

دوره‌ى نامزدى

ardiba wrote 9 months ago:   الآن نزدیک دو سال است که دخترم را مى‌بینید، بالاخره قصدتان شرافتمندانه است یا غیر شرافتمندانه؟ - ی … more →

برچسب‌ها: Quote, سقـلـمـه, Harry Hershfield, honorable or dishonorable, شرافتمندانه, غیرشرافتمندانه, نامزدى, دوره‌ى نامزدى, پدرزن

تـلــخــــنـد BitterFun #8#

ardiba wrote 11 months ago:   بايد زندگى گرد و آموخت؛ اما افسوس كه وقتى آموختى ديگر مجالى براى زندگى كردن ندارى. We should … more →

برچسب‌ها: Quote, live, die, Life, Caroline Wells, Bitterfun, late to live, تلخند, كارولين ولز

ترس از مرگ - afraid to die2 comments

Natalie wrote 11 months ago: نه كه از مرگ بترسم؛ فقط اينكه نمى‌خواهم در لحظه‌ى وقوعش ”آنجا” باشم. It’s not that I’m afraid to die … more →

برچسب‌ها: Quote, die, مردن, death, Woody Allen, afraid to die, وودى آلن, وودي آلن, وودى الن

خوش درخشید1 comment

madadkar wrote 11 months ago: - ‫من آن‌لاین از‬ این‌جا فال گرفتم؛ یه بار اون شعر اومد که می‌گه «محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند … more →

برچسب‌ها: خـاطره, عشق, ازدواج, شب یلدا, فال حافظ, دخترانه, عروسی, دیالوگ, خاله‌زنک بازی

اتفاق نظر1 comment

ardiba wrote 1 year ago:       مردها و زنها دست كم در يك مورد اتفاق نظر دارند؛ هيچ كدام به زن‌ها اعتماد ندارند. On one issue … more →

برچسب‌ها: Quote, سقـلـمـه, H.L. Mencken, اچ.ال.منكن, اتفاق نظر مردها و زن‌ها

بسـتگان همسـرم – My wife’s relations

ardiba wrote 1 year ago: در ميان تمام اقوام و بستگان زنم از خودم بيشتر از همه خوشم مى‌آيد. Of all my wife’s relations I like … more →

برچسب‌ها: Quote, ترجيحات, joe cook, my wife’s relations, بستگان

آرزوهـاى مـردانه - Manly Ambitions

ardiba wrote 1 year ago:   بيـشتر مردها دو آرزوى بزرگ دارند: اول داشتن خانه، دوم داشتن ماشين براى فرار از خانه. Most men have … more →

برچسب‌ها: سرخوشانه, Men, Ambitions, آرزوهاى مردانه, خانه و ماشين, Manly ambitions, mannish

گفت و شنود«5» Dialogue

madadkar wrote 1 year ago:   اوّلی: خُب، می‌خوای الان یه کمی تمرین کنیم حرف‌های غیروبلاگی بزنیم؛  درباره‌ی آشپزی. مثلن تو می‌دو … more →

برچسب‌ها: تدبیرات

كـاهـدون

ardiba wrote 1 year ago: - خانم پس اين ناهار حاضر نشد؟ گمونم گشنگى زده به كله‌ام.. ديگه نمى‌تونم كار كنم - پس زده به كاهدون! … more →

برچسب‌ها: Prose, خـاطره, تعبيرات, تسكينات, كاهدون, ناهار, گشنگى

گفت و شنود«4» Dialogue

madadkar wrote 1 year ago: . :: یکی دیگه از جاذبه‌های خیلی مهم‌ ِ جشنواره این هست که اون‌جا یه عالمه آدم خارجی ِ حسابی پیدا می‌ … more →

برچسب‌ها: كوچه ‌بازارى, ترجیحات

گفت و شنود«2» Dialogue1 comment

madadkar wrote 1 year ago: دختر: اگه دلم خواست می‌تونم زنگ بزنم؟ پسـر: من هم ممکنه زنگ  بزم دختر: به من؟ پسـر: نه با آب. … more →

برچسب‌ها: تحريفات

ديپـلمـات ـ Diplomat1 comment

ardiba wrote 1 year ago:   ديپـلمـات مردى است كه روز تولد يك خـانم را هميـشه بخـاطر دارد، امـا سـن و سـالـش را هـرگـز. a Dipl … more →

برچسب‌ها: Quote, سقـلـمـه, تدبيرات

كودكانهchildish#2#1 comment

Natalie wrote 1 year ago: داشتن بچه‌ى نوزاد به اين مى‌ماند كه بخواهى پيانو‌ى بزرگى را از پنجره‌ى كوچك بالاى در رد كنى. Having … more →

برچسب‌ها: Quote, تصويرات, تعبيرات


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با RSS دنبال کنید