تقریباً چمدان را بسته ام و وسایلم را جمع کرده ام . کتاب و mp3 پلیر به همراه فندک و خودکار و دفتر ، جزو اولین اقلامی بودند که جدا کردم و کنار گذاشتم . کویر دکتر ، و دو کتاب از عباس معروفی . می توانم بگ… more →
:: كدئين ::mimghaderi wrote 2 months ago: “سهم من از خیابان کو دل پیاده رو تنگ است” جوابت گلوله بود مثل جبهه های جنگ .. + عباس معر … more →
rouznamak wrote 9 months ago: «فريدون سه پسر داشت، مادر با دست چهار را نشان داد، پدر گفت: شاهنامه را عرض ميكنم بانو!» «فريدون س … more →
مهرنوش محتشمي wrote 10 months ago: دنیای ما پر است از تنوع. در زمینه هنر نیز آنقدر رنگارنگ است که شگفت زده ات می کند . به جای لذت بردن … more →
navidar wrote 10 months ago: دلتنگی برای این کتاب داشتم. ============ من باز از راه رسیدم. گفتم: “من از دست تو چه کنم؟ … more →
كدئين wrote 11 months ago: تقریباً چمدان را بسته ام و وسایلم را جمع کرده ام . کتاب و mp3 پلیر به همراه فندک و خودکار و دفتر ، ج … more →
آيدين wrote 1 year ago: این نوشته ابتدا برای نشریه حاضر شد که به دلیل طولانی بودن در حداقل دو بخش پست می شود. سمفوني مردگان … more →
navidar wrote 1 year ago: دوست عزیزم، عباس معروفی، در وبلاگش در مورد بحران کنونی رادیو زمانه نوشته ای دارد که همه اش را می توا … more →
كدئين wrote 1 year ago: پدر آن خوی سرکش و شلوغش را در طول زمان خرد می کرد ، در برابر تمام هیجانات روحی او می ایستاد ، و از ا … more →
ناردونه wrote 1 year ago: که هرکدام از ما جنازه یک نفر را بر دوش داریم، سوار بر قطار به جای نامعلومی می رویم که نه مبدأ آن را … more →
madadkar wrote 1 year ago: از وقتي اين حرفهاي منصور كوشان را خواندهام، سمفوني مُردگان دست از سر من برنميدارد. هوس دوباره خوا … more →