یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود. زار و زار گریه می کردن پریا مث ابرای باهار گریه می کردن پریا. گیس شون قد کمون رنگ شبق از کمون بلن ترک از شبق مشکی ترک. روبروشون تو… بیشتر →
استاد گرگmasterfreewolf wrote 6 months ago: یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود. زار و زار گریه می کردن پریا مث … more →
masterfreewolf wrote 8 months ago: شیر و گرگ و روباه بعد از شکار نشستند به تقسیم غنائم! اول قرار شد گرگ تقسیم کند. یکی به شیر داد! یکی … more →