خدافظی کردند و هر کدام به سوی خانه اشان رفتند. پسر قول داد که عصر برای قرار فردا شب تو کافه ادومید (به مدیریت سارا.ج) به دختر زنگ بزند. نزدیکهای غروب بود. لحظه ای که هرعاشقی با دیدنش مست میشود. پسر خ… بیشتر →
دست نوشته های رضا.بنوشت 1 year ago: خدافظی کردند و هر کدام به سوی خانه اشان رفتند. پسر قول داد که عصر برای قرار فردا شب تو کافه ادومید ( … بیشتر →
نوشت 1 year ago: اپیزود آغازین یا صفر : بخوانید … . .اپیزود اول : خرامان وار در کوچه های پر پیچ و خم رویدادهای … بیشتر →