آنها را از کیفات بیرون میآوری.بابا را، آبجی را و داداش را. میگذاریشان کنار میخکهای سرخ و سفید. کنار لالهها و شمعها.گوشۀ عکس بابا شکسته؛ اما در زیر گلایولی پنهانش میکنی. موهایت سفید شده است. م… more →
زیتونترسا wrote 1 month ago: علیاشرف درویشیان داستان کوتاهی دارد به اسم “آرزوهای کاغذی”. حکایت یک زندانی ست که برا … more →
hashem wrote 1 year ago: این کتاب حاصل گفت و گوی علی اشرف درویشیان با صفرخان قهرمانی است . درویشیان مدت ها با وی در زندان های … more →
boochi wrote 1 year ago: سالهای ابری “سالهای ابری” (نوشته شده توسط علی اشرف درویشیان بر مبنای زندگی واقعی خودش) ا … more →
زیتون wrote 1 year ago: آنها را از کیفات بیرون میآوری.بابا را، آبجی را و داداش را. میگذاریشان کنار میخکهای سرخ و سفید. … more →