جیران چقدر ساده و راحت گفتی و چه خوب زدی تو خال. بهت غبطه خوردم. این روزها حالم خرابه. همش میخواهم چیزی بنویسم، نه چیزی فریاد کنم، این همه غم و خشم و بغضی را که توی دلم مونده فریاد کنم. ولی نمیتونم.… more →
خانومچهkhanoomche wrote 6 days ago: جیران چقدر ساده و راحت گفتی و چه خوب زدی تو خال. بهت غبطه خوردم. این روزها حالم خرابه. همش میخواهم … more →
khanoomche wrote 1 month ago: میگوید:«گاهی فکر میکنم با چشم بسته راه میری! چطور ندیدی؟» توی دلم بهم میخورد. نمیدونم چرا انقدر … more →
khanoomche wrote 3 months ago: ۱. دقیقا منظور مامانم چی بود که وقتی بهش گفتم باید برم با یکی از استادام صحبت کنم، گفت:«به خودت برس. … more →
khanoomche wrote 4 months ago: عوارض جانبی انتخابات فقط بیخوابی، افسردگی و اضافهوزن ناشی از پرخوری عصبی نیست. از عوارض جانبی انتخ … more →
khanoomche wrote 5 months ago: بعد از مدتها رفتم دیدن برادرم. از چند هفته قبل قول داده بودم. جمعه، روزی که باید میرفتم قرار بود تظ … more →
khanoomche wrote 5 months ago: ۱. حدود ۳۰۰ نفر ایرانی جمع شده اند. پیر و جوان، بدون رنگ یا با رنگ سبز. وسط جمعیت متوجه جنب و جوشی م … more →
khanoomche wrote 5 months ago: چند دقیقه پیش تلفنم زنگ زد. در کمال ناباوری دیدم اسم دوستم از ایران افتاده روی موبایلم. همون دوست عز … more →
khanoomche wrote 6 months ago: خوندن نوشتهی نویدار (وبلاگ آقا اجازه) دربارهی انتخابات و موسوی بدجوری تکونم داد. از شما چه پنهان ت … more →
khanoomche wrote 8 months ago: چند وقته یاد خاطرهای افتادم و هرچی بیشتر بهش فکر میکنم بیشتر در شگفتم. مادرم سالها پیش که هنوز ایر … more →
khanoomche wrote 9 months ago: لعنت به این جمهوری اسلامی که آدم رو در چه شرایطی قرار میده: من دو روزه که در این موندم که حالا باید … more →
khanoomche wrote 10 months ago: از سفر که برگشتم خبر ناراحت کنندهای راجع به فروش تولهسگها در تهران خواندم. قلبم به درد اومد. دلم م … more →
khanoomche wrote 10 months ago: ببخشید، این آقای ابطحی میخواد رهبر رو خر کنه یا ملت رو؟ … more →
khanoomche wrote 10 months ago: حالم بده. دارم زیر فشار زندگی له میشم. معنی «صورت رو با سیلی سرخ نگه داشتن» رو با تمام وجود درک کرد … more →
khanoomche wrote 11 months ago: آخه وقتی میخواهید با یکی به هم بزنید، مجبورید بهش بگید بودن با تو برای من عذاب بود، من روزی هزار با … more →
khanoomche wrote 11 months ago: درد و درد و درد… وقتی درد جزئی از سرنوشتت بود، وقتی درد جزئی از وجودت شد، یک روز به خودت میای … more →
khanoomche wrote 12 months ago: میدانستید که در اندونزی قانون آنتیپورنوگرافی حضور زنان تنها در خیابانها را بعد از ساعت هفت شب ممنو … more →
khanoomche wrote 1 year ago: جمعه که آقای دوستپسر اومده بود اینجا هر دو از فشار کار هفته خسته و کوفته بودیم. با وجود این مجبور ب … more →
khanoomche wrote 1 year ago: امروز غمگینم. مامان برام دسته گل گرفته. منو نمی شناسه. نمی دونه دسته گل دوست ندارم. گل چیدن دوست ندا … more →
khanoomche wrote 1 year ago: برای اولین بار با دیدن این سریال گریه کردم! از اون گریه ها که نمی خواست بند بیاد. کری از پاریس برگشت … more →