غروب يك روز تعطيل، محوطه متروي كرج اولين بار بود كه اونجا آمده بودم. هم نابلدي و هم تاريكي هوا و هم اراذلي كه كم و بيش در اطراف به چشم ميخوردند، باعث شده بود واقعا وحشت زده بشم و به دنبال راهي براي فر… more →
نگاهآنجل wrote 1 year ago: يك تلويزيون سياه و سفيد بود و يه زمين مستطيل و يازده تا مرد و صداي گرم كوثري ، تا يكي از بچه ها پا … more →
persianeyes wrote 1 year ago: غروب يك روز تعطيل، محوطه متروي كرج اولين بار بود كه اونجا آمده بودم. هم نابلدي و هم تاريكي هوا و هم … more →