درست حدس زدین،حتما کاسه ای زیر نیمکاسه است وگر نه من کجا و وبلاگ نوشتن کجا.دیگه داره کم کم رمز ورود به بخش اختصاصی وبلاگم پاک از خاطرم میره.جریان از این قراره که من الان کلی درس سرم ریخته و فقط به خاط… more →
خاطرات یک به فرنگ برگشتهdie Iranerin wrote 8 months ago: درست حدس زدین،حتما کاسه ای زیر نیمکاسه است وگر نه من کجا و وبلاگ نوشتن کجا.دیگه داره کم کم رمز ورود … more →
die Iranerin wrote 11 months ago: مریم بانو سلام، دیروز پانی بهم گفت که بهش زنگ زده بودی و گفته بودی نتونستی هنوز باهام تماس بگیری و م … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: به ندا نامزدی نغمه رو تبریک گفتم تبریک گفتن هم داشت. به هر حال پنج سال شناخت قبل از ازدواج ریسک تصمی … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: برای دیدن کنسرت موسیقی با خانمش و پسرش و دخترکوچیکه اش رفته بود تالار رودکی.دولا شد که ببینه چی زیر … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: قدما میگفته اند که بعد از هر سختی آسانیست. ولیکن که روزگار به ما نشان داد که هیچگاه دل را به خوشی … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: به خاطر می آورم.روزهای پنجشنبه رو که ایده هم حتی پس از سالها در اولین دیدار همکلاسی های دبستان … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: قصه دخی خانم رو باید نوشت.دخی خانم زن بسیار زیبایی بود.ریزنقش و حدود چهل یاچهل و پنج ساله.فکر کنم از … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: جناب علی مردانخان ال ای نشین سلام، امروز کلی یاد مهدکودکمون سر سه راه نظر و مربیمون خانم شیری کردم . … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: دست به دامن حمد و سوره و شاخ نبات حافظ شیرازی میشویم، طبق سلیقه خود آنرا تفسیر میکنیم! دست به دامن … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: پر در مقام تجربه دوستان مباش صائب *******************که تو زود بی کس و بی یار میشوی. این شعر صائب ت … more →
Ãmir wrote 1 year ago: الان مساله ای برام پیش اومد که یه کم حالم رو گرفت. جریان اینه که یکی از آشنایان فامیل، روز چهارشنبه … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: … … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: یعنی موقع درس خوندن مثلا فقط و فقط به قصد خرید ماست و دو عدد پیتزای فریزری ساعت سه و ربع بعداز ظهر … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: میخواستم بشینم کتاب “راهنمای شوربختی” رو که الان به پیشنهاد این خانم خوشگل دارم میخونم … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: عمو گلی (یکی از دوستای دوران دانشگاه پدرم) تعریف میکرد که یک آقایی بوده که گویا هر بار که میرسید … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: از قدیم گفته اند : الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ***************که عشق آسان نمود اول ولی اف … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: یک آخر هفته دیگه هم گذشت. خیلی از همکلاسی هام آخر هفته ها میرند پیش خانواده هاشون. اما این هفته بیشت … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: دو تا آدم لزوما همدیگه رو نمیفهمند. حتی اگر ظاهرا به یک زبان حرف بزنند و حتی اگر اون زبان زبان مادری … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: تصور میکنید در سال 2007 میلادی اگر یک آلمانی که زبان فارسی هم بلد نباشه بدون مقدمه این تکه فی … more →