کامنت (آلبر) : من عاشق اين نيمكتهاي خاطره دارم…از شبانه هاي پارك لاله….تا نيمكتهاي سيماني تئاتر شهر…تا نيمكت هاي ائل گلي تبريز…تا نيمكت هاي…..… more →
سر آن ندارد امشب ...سهيل رها wrote 3 months ago: کامنت (آلبر) : من عاشق اين نيمكتهاي خاطره دارم…از شبانه هاي پارك لاله….تا نيمكتهاي سيمان … more →
سهيل رها wrote 3 months ago: بند ها بايد گسست بايد رها شد! پرگرفت زاينجا و رفت از اين ديار ……تا ناکجا شايد شنيده ايد آوای سوز باد … more →
رضا.ب wrote 6 months ago: سینه ستبر کردم، - خوب ؟ سخنی نو گفتم، - از این اراجیفاتت ؟ باب دندونش شدم، - دیگه چی ؟ پاپی جونش شد … more →
madadkar wrote 11 months ago: دل من همی داد گفتی گوایی که باشد مرا روزی از تو جدایی بلی هر چه خواهد رسیدن به مردم بر آن دل دهد هر … more →
ريــــحـــــا نــــه wrote 1 year ago: الزا : مى تونم يه داستان برات تعريف كنم ؟ ريكى : پايان تعجب آورى داره ؟ الزا : هنوز پايانش رو نمى د … more →
امير wrote 1 year ago: | توضیح:مادر این بچه میمون 12 هفته ای او را رها کرد و رفت…ولی این کبوتر پرستاری او را به عهده … more →