قسم بهعزّت و قدر و مقامِ آزادی که روحبخشِ جهان است نامِ آزادی بهپیشِ اهلِ جهان محترم بُوَد آنکس که داشت از دلوجان احترامِ آزادی چهگونه پای گذاری بهصِرفِ دعوتِ شیخ بهمسلکیکه ندارد مرامِ آزادی!… بیشتر →
کتابچهی صورتینوشت 1 day ago: قسم بهعزّت و قدر و مقامِ آزادی که روحبخشِ جهان است نامِ آزادی بهپیشِ اهلِ جهان محترم بُوَد آنکس … بیشتر →
نوشت 1 day ago: آنزمانکه بنهادم سر بهپای آزادی دستِ خود ز جان شستم ازبرای آزادی تا مگر بهدست آرم دامنِ وصالشرا … بیشتر →
نوشت 1 day ago: بهجُزین مرا نمانَد پسِ مرگ سرگذشتی که منات ز سر گذشتم چو توئَم بهسر گذشتی ز تو چشمِ مهر ایمه دلِ … بیشتر →
نوشت 1 day ago: سوخت پروانه گر از شمع، بهما روشن کرد که رخافروختهگان دوستگدازند همه! (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 1 day ago: ایتوده! دستِ قدرت از آستین برون کن! وینکاخِ جور و کینرا تا پایه سرنگون کن! از اشکوآه، ایدل! کِی … بیشتر →
نوشت 4 days ago: تو مرغِ سلیمانی، از چیست بهزندانی!؟ با بالوپَرافشانی، ارکانِ قفس بشکن! گر باز گذارد پا در میکده ب … بیشتر →
نوشت 4 days ago: گر خدا خواهد بجوشد بحرِ بیپایانِ خون، میشوند اینناخدایان غرقدر طوفانِ خون ایخوش آنروزیکه درخو … بیشتر →
نوشت 4 days ago: از اشکِ خونین دلخوشم، وَز آهِ دل منّتکشم دائم در آبوآتشم هم از برون هم از درون… (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 4 days ago: با دلِ سوراخ شبتاصبح گرمِ نالهییم (ماندهییم ازبس بهزندانِ جفا) زنجیر و من! (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 4 days ago: بس بهنامِ عمر، مرگِ هولناکی دیدهام… هرنفس اینزندهگانیرا هلاکی دیدهام… (فرّخی یزدی … بیشتر →
نوشت 5 days ago: دل از خونسردیِ نوباوهگانِ کاوه پرخون شد شقاوتپیشهییخونریز چونضحّاک میخواهم! (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 5 days ago: ما مست و خراب از میِ صهبای اَلَستیم، خمخانه تهیکرده و افتاده و مستیم! با طُرّهی دلبندِ تو کردیم چ … بیشتر →
نوشت 5 days ago: تو با کمانِ ابرو، دلرا نشانه کردی منهم بهدستِ تیرت، جان نازشست دادم! (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 5 days ago: دیدی آخر بهسرِ زلفِ تو پابست شدم؟ پا درآنسلسله نگذاشته، از دست شدم؟ (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 5 days ago: عمریستکه از سوزِ فِراقِ تو، من و شمع شبتابهسحر اشکفشانیم که بودیم… (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 6 days ago: گذشتم از سرافرازی، سرِ افتادهگی دارم گرفتم رنگِ بیرنگی هوای سادهگی دارم مرا شد نیستی هستی، بلندی … بیشتر →
نوشت 1 week ago: از بادیهی عشق حذر کنکه درآندشت، در هرقدمی گم شده صدقافلهی دل… (فرّخی یزدی) … بیشتر →
نوشت 1 week ago: هرچندکه با فکرِ جوانیم که بودیم، در پیرویِ پیرِ مغانیم که بودیم! گر هستیِ ما را ببرد بادِ مخالف، خاک … بیشتر →
نوشت 1 week ago: دامانِ پاکِ ما اگر آلوده شد ز می، از «آب توبه»، شکر که نیکو درآمدیم! […] محراب و کعبه حاجتِ ما چون ر … بیشتر →