نمیدونم چن سال دیگه باید بگذره تا اون شبی رو که من و صالح مطمئن بودیم خاتمی رای میاره ولی اسم ناطقُ اعلام میکنن فراموش کنم. شبی که افسوس خوردیم چرا فقط سیزده سالمونه … more →
زبلخانزبلخان wrote 1 month ago: نمیدونم چن سال دیگه باید بگذره تا اون شبی رو که من و صالح مطمئن بودیم خاتمی رای میاره ولی اسم ناطقُ … more →
زبلخان wrote 2 months ago: میشه بیایم دم سطل آشغال تراش کنیم؟ … more →
زبلخان wrote 3 months ago: پیش دو پیش دو پیشقاق پیشقاق قاق … more →
زبلخان wrote 4 months ago: خبره: کسی که کلمهها را با فاصلهی لازم مینوشت تا خطفاصلههایش را بعدا بگذارد. … more →
زبلخان wrote 7 months ago: مدتی بود به خودآگاه ذهنم میآوردمشون. زوج عروسکی چاق و لاغر که شبکه دو، دهه فجر سالهای دهه شصت که خ … more →
زبلخان wrote 7 months ago: - همه ساکت بودند، ناگهان خری گفت: … - گوینده خر است! … more →
زبلخان wrote 8 months ago: اگه نینیها بدونن شیرخشکِ خشک، با قاشق چه حالی میده، بیخیال م.مه میشن. من خودم تاحالا به شیرخشک … more →
زبلخان wrote 11 months ago: بهنام یگانه گوگل اینترنتِ هستی، کیبورد در دست میگیرم و انشای خود را مینویسم… … more →
زبلخان wrote 11 months ago: امتحان بخش خصوصی با ورق امتحانی و امتحان بخش دولتی با پلیکپی. … more →
زبلخان wrote 12 months ago: وقتی که بچه بودم، قورباغه، دائمالخمری بود که زنش را کتک میزد! … more →
زبلخان wrote 1 year ago: خرمگس خسته میشه، بالهاشو زود میبنده، روی انها میشینه، شعر میخونه میخنده! … more →
زبلخان wrote 1 year ago: آمنه، چشم تو جام شراب منه! … more →
زبلخان wrote 1 year ago: در کودکی بر این تصور بودم که چون سوسک حیوان کثیفیه و در پیپی زیست میکنه، تمیزی مریضش میکنه؛ برا … more →
زبلخان wrote 1 year ago: خوب حالا وُرداتونو باز کنید دیکته بگم … … more →
زبلخان wrote 1 year ago: سواد داری؟ نچ نچ بیسوادی؟ نچ نچ … more →