بابا برایم تعریف کرده بود که انسانهای اولیه چطور به کمک «سنگهای آتشزنه» آتش روشن کرده بودند. ظاهرا این امکان وجود داشت که با به هم کوبیدن سنگهای «آتشزنه» یا «چخماق» به یکدیگر در حضور مادهای که … بیشتر →
داستان زندگی منشهریار قصه گو wrote 2 years ago: بابا برایم تعریف کرده بود که انسانهای اولیه چطور به کمک «سنگهای آتشزنه» آتش روشن کرده بودند. ظاه … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: بابا عادت کوه رفتن هفتگیاش را از سالهای قبل از تولد من داشت و تا امروز هم هنوز دارد. 4 یا 5 ساله ک … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: بابا و مامان هر دو تحصیل کرده بودن و شغل های خوب دولتی داشتن. توی سالهای آغازین دهه پنجاه کارمندان د … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: بیشتر سفرهایی که از دوران کودکی یادم میاد مربوط به سفرهای زمینی می شه. ما اون موقع یه ماشین پیکان سف … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: بابا عاشق موسیقی بود. فقط هم موسیقی کلاسیک اروپایی و موسیقی سنتی ایرانی گوش می داد. تعداد زیادی نوار … more →
شهریار قصه گو wrote 2 years ago: فکر می کنم حدودا 3 ساله بودم که بابا و مامان به این نتیجه رسیدن که من دیگه باید شبها توی اتاق … more →