Blogs about: قديم و نديم
Featured Blog
سيب جادويی
شيش هفت سالم بود. يه شب تابستون، يعنی دمدمای غروب، مامان و بابا پيروز رو سپردند دست من و خودشون رفتند بيرون. ياد… . Raquo & Nbsp بیشتر &
غربتستان
سيب جادويی
— 11 comments
پانتهآ wrote 2 weeks ago: شيش هفت سالم بود. يه شب تابستون، يعنی دمدمای غروب، ماما … more »
از اين در و اون در
— 90 comments
پانتهآ wrote 3 months ago: درد دندونم خودش خشک شد افتاد. فعلاً نميرم دکتر. حالم گرف … more »
گفتگو
— 19 comments
پانتهآ wrote 3 months ago: در اون سالهای دور و سياه که از حافظهام پاکشدنی نيستن … more »
کودکی من با موسيقی
— 16 comments
پانتهآ wrote 4 months ago: يکی از بدهکاريهای عاطفی بزرگی که به پدر و مادرم دارم، ن … more »
جملهبندی مثبت؟
— 11 comments
پانتهآ wrote 7 months ago: اين نوشتهء انار رو که خوندم، ياد يه جريانی افتادم که خي … more »
از اين در و اون در
پانتهآ wrote 1 year ago: منتشر شده در غربتستان دات کام: از يکشنبه به مدت يک هفته … more »
اول مهر
— 26 comments
پانتهآ wrote 1 year ago: پنج سالمه. روز اول مهره و بايد برای اولين بار برم مدرسه. … more »
از اين در و اون در
پانتهآ wrote 2 years ago: بعضی موقعها به نظرم مياد که پوپک فکر ميکنه من با عينکی ب … more »
مهاجرت - ۲
پانتهآ wrote 2 years ago: به ما گفته بودند که شانس آوردهايم و برخلاف بعضی خانوا … more »
قوهء تخيل
پانتهآ wrote 2 years ago: به طور کلی ميشه گفت که قوهء تخيل من به نسبت ضعيفه. البته … more »
باز هم روز مردگان
پانتهآ wrote 2 years ago: به مناسبت همين روز مردگان تلويزيون يه گزارش نشون داد در … more »
از اين در و اون در
پانتهآ wrote 2 years ago: اول فکر ميکردم که لازم نيست توضيح خاصی برای تکميل ليست … more »
از اين در و اون در
پانتهآ wrote 2 years ago: کلاس اول دبستان که بودم، يه روز صبح اسمم رو سر صف خوندند … more »
معاشرت با هموطنان
پانتهآ wrote 2 years ago: بابت اطلاع دوستان: شير و ماست و ساير لبنيات حاوی نوعی آم … more »
از اين در و اون در
پانتهآ wrote 3 years ago: برای شوورخان مفصلاً جريان رد و تأييد صلاحيت کانديدهای … more »
سيب سرخ
پانتهآ wrote 3 years ago: يه عکس، يه چهره، يه نام، و دنيايی از خاطرات روی سرم آوار … more »
