سایه .. کوبه یه در را، به کوبیدم به دَر، دَر وا نشد سایه ای در پشت شیشه، پنجره پیدا نشد خاطرت را سایه ای در قلب من تکرار شد در وا نشد، خاطرت را سایه ای همتا نشد در درونِ قلب من جز سایه یه تو سایه نیس… more →
تفکر Tafakkormusicmobham wrote 1 week ago: ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست از زمان رفتنت خورشید را گ … more →
ترسا wrote 3 weeks ago: دوست جانمان رزیدنت مهمان است توی یکی از دانشگاههای سراسری (دانشگاه آزاد در ایران تخصص پزشکی نمیدهد … more →
مممد wrote 3 weeks ago: [گلوله به آرامی به سمت قلبش حرکت می کند] … more →
Vahid wrote 1 month ago: کاش گردنبندم بودی تا همیشه همراه من بودی و ضربان قلب من را احساس می کردی . کاش انگشترم بودی تا در هر … more →
musicmobham wrote 1 month ago: در صورتی که هرکدام از عکس ها باز نشد . روی خود عکس کلیک راست کرده و گزنیه Show Pictuer را بزنید … more →
arash wrote 1 month ago: تیغها برگرفته اند به کف میچرخانندشان در هوا و به سوی فکرم قلبم نشانه میگیرند من نیز سلاح از کف افتاد … more →
روستایی wrote 2 months ago: میخوام یه یادداشتی برای خودم بنویسم دوستان گلم احتمالا این متنهای دست نوشت من مثل مطالب قبلی سر د … more →
خودم wrote 3 months ago: از دل این سنگها از دل این سنگهای سرد و سیاه، گلهای آسمانی میروید. From the Heart of these Stones … more →
تسنیم wrote 4 months ago: عشق، آرامش، زندگي، دوستي، آرزو … … more →
یک شهروند wrote 4 months ago: اینکه به هم ریخته ای و کلافه، شاید به هیچکس و هیچ چیز جز خودت مربوط نباشه. شاید محصول این همه سال گش … more →
aMiN wrote 5 months ago: واقعا نمي دانم چگونه شروع به نوشتن كنم اما آن موج سبز و آن قلبهاي پاك را ديگر نميبينم ! از همان شروع … more →
tafakkor azad wrote 6 months ago: سایه .. کوبه یه در را، به کوبیدم به دَر، دَر وا نشد سایه ای در پشت شیشه، پنجره پیدا نشد خاطرت را سای … more →
پرستو wrote 6 months ago: این جمله رو خوب به خاطر دارم… وقتی دوستم پارسال این جمله رو میگفت از بس که قبلاً تکرار کرده بو … more →
bamdadi wrote 6 months ago: طراح: مایکل لیونیگ (Michael Leunig). عنوان اصلی کار را پیدا نکردم. * انتخاب یک کار از میان آثار لیون … more →
bamdadi wrote 6 months ago: وقتی او میرسد ذوق میکنم. ضربان قلبام تند میشود و سرخ و شاد و کودک میشوم. وقتی او میرسد، دیگر ذ … more →
tafakkor azad wrote 7 months ago: دریا چشم .. چو دریا بود چشمان سبز و آبی رنگ معنی دار او در یکی از صندلی های سالن انتظار فرودگا … more →
bamdadi wrote 9 months ago: به سمت جنوب 15000 کیلومتر دورتر 70 تپش در دقیقه یک کلمه درثانیه شصت کیلومتر در ساعت اکسپرس بدون توقف … more →
yozpalangh wrote 9 months ago: . . این صدای طپش قلبم نیست در نهانخانه دل سینه زنی است ! … more →