سايه اي دور و مبهم ، كشيده شده بر سنگفرش خيس خيابان ، كه هر لحظه دورتر مي شود . كوله پشتي كهنه سرباز روي نيمكت چوبي كنار ديوار، جامانده . من مي لرزم . خيس خيس شده ام . صداي زوزه باد مي آيد و رقص وحش… بیشتر →
ذهن خاكسترينوشت 2 years ago: سايه اي دور و مبهم ، كشيده شده بر سنگفرش خيس خيابان ، كه هر لحظه دورتر مي شود . كوله پشتي كهنه سرباز … بیشتر →
نوشت 2 years ago: بعد از تحمل چند روز بيماري و ضعف ، ديروز صبح تازه از رختخواب بلند شدم . ميز صبحانه را چيدم و خواستم … بیشتر →