نوشت 4 months ago: در دوران انتخابات چند نفری بودیم که با هم این طرف و آن طرف می رفتیم. شب قبل از پایان مهلت تبلیغات کل … بیشتر →
نوشت 4 months ago: این روزها به غیر از این خود درگیری ها روزگار بدنیست، فقط این باران دست از سر کچل ما بر نمی دارد و هی … بیشتر →
نوشت 4 months ago: دیروز در مسیر برگشت از باشگاه داشتم با یکی ازبچه ها حرف می زدم، از کنار قبرستان رشت عبور کردیم، ناگه … بیشتر →
نوشت 4 months ago: چند قسمتش را که دیدم مجموعه جالبی از آب در آمده، ای کاش در این دوران پخش نمی شد. خندیدن بد نیست مخصو … بیشتر →
نوشت 5 months ago: مثل اینکه باید دستانم رو جلوی سرنوشت بالا ببرم! راحت بگویم زندگی، من تسلیمم تسلیم تسلیم! هر غلطی … بیشتر →
نوشت 5 months ago: راستش نمی دانم از کجا شروع کنم، یعنی هر وقت همین طوری دست به کیبورد می برم اینگونه می شود. وقتی چند … بیشتر →
نوشت 9 months ago: کم کم به روز های آخر سال نزدیک می شویم، یک سال دیگر هم به سرعت گذشت. سال پیش به دعوت بانو مهرنوش محت … بیشتر →
نوشت 1 year ago: این روزها منتظر خبری هستم ، شاید خوب باشد، شاید هم بد، به هر حال من با در نظر گرفتتن هر دو شرایط پست … بیشتر →