بهبد wrote 1 month ago: گفت : دوصـــطـــت دارم! به همین صراحت و صداقت! … … more →
بهبد wrote 5 months ago: 1 یادته میگفتی ، مثه ماهی لیزی و از دست در میری ؟ حالا کی لیز بود من یا تو ؟ ولی چه قدر لیزی رو دوس … more →
بهبد wrote 6 months ago: از غروب تا الان یه بغض سنگین گلوم رو گرفته! فکر میکردم این جواب باید خیلی سخت باشه ، اما بالاخره جوا … more →
بهبد wrote 8 months ago: به خدا منم حق دارم! حق دارم ، آزاد زندگی کنم! به کسی جواب ندم! بتونم کسی رو دوست داشته باشم مجبور نب … more →
بهبد wrote 11 months ago: 1 دوباره همان حکایت غریب تکرار است! و دوباره همان داستان تکراری همیشگی : یکی را دوست می دارم! دوست … more →
بهبد wrote 1 year ago: پ . ن شاید اصلا این پست مناسب وبلاگ نویسی حرفه ایی نباشد اما من آن را خواهم نوشت تا برای همیشه یادم … more →
بهبد wrote 1 year ago: لانگ شات اول : گفتم: تا کی خواهی ماند! گفت: تا همیشه و گفت: تو تا کی می مانی ؟ گفتم: تا هر وقت که تو … more →
بهبد wrote 1 year ago: تا قبل از آن بي خدشه و بي شائبه به حوادث زمين فكر ميكردم ، شايد دليل بودنم ، برافراشتگي سرو بود! ا … more →