در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم . اصلا به تو افتاد مسيرم كه بميرم. يا چشم بپوش از من و از خويش برانم . يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم… بیشتر →
کلید ایرانینوشت 1 month ago: تا حالا اينقدر مهربون به چاقو نگاه نکرده بودم خون ؛ که ميزنه بيرون ، گرم و لزج درد ؛ که دايره دايره … بیشتر →
نوشت 9 months ago: آقای سکسکه عمل کرده, میره سر کار و میاد و زندگیشو می کنه! الفی دیگه از هیچی نمی ترسه! آلیس, شوهر کرد … بیشتر →
نوشت 2 years ago: در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم . اصلا به تو افتاد مسيرم كه بميرم. يا چشم بپوش از من و از خويش بران … بیشتر →