Vahid wrote 3 weeks ago: بیا نگاه کن مرا ، ببین که زجه می زنم برای تو، برای ما ، به کوه تیشه می زنم 8 آبان 1388 … more →
الهه شب wrote 3 weeks ago: وقتی نگاهم به چشمانش افتاد پیش خود گفتم : این بار دگر فریب چشمان او را نخواهم خورد . ناگهان برق بیرق … more →
الهه شب wrote 4 weeks ago: حرفای ما هنوز ناتمام … تا نگاه ميکنی وقت رفتن است بازهم همان حکايت هميشگی پيش از آنکه با خبر ش … more →
الهه شب wrote 1 month ago: هر دومون داغ کرده بودیم. بسکه عشق ریخته بود اونجا. بسکه تو هم پیچیده بودیم.بسکه یکی شده بودیم با هم … more →
Mehrdad wrote 8 months ago: ما یعنی سلسله جبال البرز … … more →
کاوه گیلانی wrote 8 months ago: شخصیت اول : آبدارچی اداره پشت سیستم یکی از همکاران می نشینید و از آنجایی که فقط جستجو با گوگل را ب … more →
boochi wrote 9 months ago: اصل خبر به نقل از ایسنا: برترين وزنه برداران سال 2008 جهان معرفي شدند , آراء سعيد علي حسيني باطل اعل … more →
م . ف wrote 10 months ago: این یک برداشت کاملا شخصی از یک اتفاق ست . یه زاویه ی دید ساده ی یک انسان يادت هست ، يادت مي آيد چه … more →
Dandelions wrote 1 year ago: احساس میکنم با هم غریبه شدیم …. ) * دختر بهار … more →
Dandelions wrote 1 year ago: عزیزم تو همه اش اینجا حضور داری و حرف دل کوچولوت رو می نویسی متاسفم عزیزکم که من اینقدر مثل تو با نش … more →
Dandelions wrote 1 year ago: این ( * )ها نکاتی ِ که دلم میخواست بهت بگم. با اینکه دوست ندارم هر وقت ناراحتم اینجا رو به روز کنم … more →
Dandelions wrote 1 year ago: سلام بعد از سلام چی باید بگم؟ باید بگم: چه خبرا؟ خوبی؟ رو به راهی؟ خوش میگذره؟ ما رو نمیبینی خوشی؟ … more →
Dandelions wrote 1 year ago: نمیدونی دیروز که با هم صحبت کردیم ، دلم چه جوری لرزید. ترسیدم. اصلاً یک جور بدی شدم. حالم بد شد. ت … more →
Dandelions wrote 1 year ago: رفتم بیرون هم دو سه تیکه خرت و پرت بخرم هم اینکه یک هوایی عوض کنم. نمیدونی بیرون چه خبر بود. ساعت 8 … more →
Dandelions wrote 1 year ago: (3) امروز دیدمت. مثل همیشه نبودی. با اینکه پارک سرسبز بود و هوا خیلی ملایم و دلچسب، ولی تو به هیچ چی … more →
Dandelions wrote 1 year ago: (2) باز هم دلم میخواد برای تو بنویسم. این کار آرومم میکنه. احساس میکنم هر چی بیشتر بنویسم، فاصله … more →
Dandelions wrote 1 year ago: (1) زندگی را فرصتی آنقدر نیست تا بگوید برای چه دوستت می دارد (اینو تو گفتی…) میبینی چقدر داره … more →
teroa wrote 1 year ago: امروز توی اتوبوس نشسته بودم خواستم یک آماری بگیرم ببینم اوضاع چطوریه گوشی رو از توی جیبم در آوردم و … more →
javan wrote 1 year ago: همه ما بی اراده به دنيا می آييم با حيرت زندگی ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگی کردن پس ه … more →