کمکم اشک، زیر سقفی که باران اجازه ندارد گفتگو با دیواری از هر سو روبهرو که حتی بلد نیست تو را پژواک دهد از گذشته آتشی در سر مانده و قلقلی با حرفهای نافهوم وقتی که شعر روی ویلچر است دویدن از درون د… بیشتر →
از روزگار شاعریEhsan wrote 6 months ago: تفاوت یک مربی با لولوی سرخرمن. (+) … more →
محمد خواجهپور wrote 1 year ago: کمکم اشک، زیر سقفی که باران اجازه ندارد گفتگو با دیواری از هر سو روبهرو که حتی بلد نیست تو را پژوا … more →