باران wrote 5 days ago: تکرار تاریخ، یعنی افتادیم رو محیط یه دایره و داریم دور خودمون میچرخیم، یعنی امروز این جاییم، چندین … more →
باران wrote 2 months ago: نفهمیدی، که زبانمون، سکوته…. گریه مون خنده ست و خنده مون گریه…. نفهمیدی . تو هم از ما نب … more →
باران wrote 4 months ago: حالم از زندگی کردن تو جایی که از اون بالاش تا اون پایینش، تو هر طبقه اش، تو هر صنفش، تو هر خطه اش، ز … more →
باران wrote 4 months ago: حرف از تقسیم آب و گندم فتح دروازه تمدن صلح و دوستی دنیای ایده آل دنیای عاشقای بی خیال!* *کیوسک-ذغال … more →