از صبح آنقدر راه رفته ام و آنقدر روي پا ايستاده ام كه احساس مي كنم ديگر توان حتي يك قدم ديگر را هم ندارم. سرم را بالا مي آورم و در خانه مان را از دور مي بينم. با خودم مي گويم:« ديگر تمام شد. هر چي است… more →
يكي مثل من!دست نوشته wrote 1 month ago: مکان: رختخواب زمان: ساعت سه نصفه شب شخصیت ها: من، پشه من: خررر… پفففف پشه: ویزززززززززز من: زه … more →
خودم wrote 8 months ago: - سلام. روز شما به خیر. شما اخیرا یک ماشین خریداری کردهاید. شما فقط سه روز فرصت دارید که از بیمهی … more →
بدل wrote 8 months ago: یه پیشنهاد واسه تحریم پیام های بازرگانی مزاحم دارم از محصولاتی که بین فیلم تبلیغ میکنند به هیچ وجه ا … more →
يكي مثل من wrote 9 months ago: از صبح آنقدر راه رفته ام و آنقدر روي پا ايستاده ام كه احساس مي كنم ديگر توان حتي يك قدم ديگر را هم ن … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 10 months ago: ایندیگر بهنظرم دیوانگی است که در زمانی که حتا سایتهایی که درگذشته فیلتر بودهاند هم، دیگر فیلتر ن … more →
تارنما wrote 11 months ago: هنوز شب یلدا نشده است. فرزندت بیمار است و او را به مطب می بری. خانم منشی می گوید باید یک ساعت و نیم … more →
مریم wrote 1 month ago: يه بيچاره ای جديدا پيدا شده هر چی که لايق خانواده اش هست مياد برای من کامنت ميذاره! بعد اينقدر خنده … more →