ديروز همخونه سركار بود (نمايشگاه نفت و گاز) منم از صبح داشتم كار ميكردم توي خونه، اينقدر كه همهجا خاك گرفته و كثيف بود، عصر كه شد، غذا حاضر بود و منم دوش گرفته بودم و خونه هم تميز بود، به سرم زد يه … more →
My Light Nightsآريانا wrote 2 months ago: ديروز همخونه سركار بود (نمايشگاه نفت و گاز) منم از صبح داشتم كار ميكردم توي خونه، اينقدر كه همهجا … more →
آريانا wrote 4 months ago: يخچال، ماشين لباسشويي و اجاق گاز رو ديروز آوردن خونه، من آخر هفته فاينال زبان دارم و داشتم تو خونه ج … more →
آريانا wrote 5 months ago: يه وقتايي بدجور مچ خودمو وقتي دارم به شكل يه زن خانهدار و بشوربساب درميام ميگيرم… مثلاً يك … more →
آريانا wrote 6 months ago: تاحالا روزهاي تولدم هرگز روزهاي شادي نبودهاند… امسال شايد حضور تو رنگ و نور بپاشه به روز تولد … more →
آريانا wrote 7 months ago: ميگم كه تا دير نشده برم يه Wish List (سلام آلوچه خانوم و همخونه عزيز!) درست كنم كه ملت بدونن واسه ت … more →
آريانا wrote 11 months ago: اي كساني كه در ورود به وردپرس مثل من مشكل داشتيد، از اين پس يك عدد M ناقابل بذارين قبل از wordpress. … more →
آريانا wrote 11 months ago: اول: ممنون از تبريك همهگي. بعد: اين خانم (همچنان لينك نمي شود داد، اميرحسين بشتاب!)safzav.wordpress … more →
آريانا wrote 1 year ago: ا! بازش كردم بالاخره! بعد از 20 روز بالاخره داشبورد وردپرسم باز شد، داشتم دق مي آوردم! البته جناب وب … more →
آريانا wrote 1 year ago: بچهها تازه گريه كردن يادگرفتن، بيشرفا ديشب نذاشتن من بخوابم! الان دلم اينقد رختخواب ميخواد كه نگو … more →
آريانا wrote 1 year ago: نيلوفر جزو اون دسته آدمهايي بود كه من تا همين ديروز شديداً بهش حسوديم ميشد، يه زن تحصيلكرده و توان … more →
آريانا wrote 1 year ago: داشتم فكر مي كردم ديشب عجب حرفي زدم! اونم كجا! نميشه من يهكم حواسمو موقع حرف زدن بيشتر جمعكنم؟! ح … more →
آريانا wrote 1 year ago: اين روزا نمي دونم چه مرگمه، همش تو خيابون خيال مي كنم قراره تو رو ببينم، ياد خونه شمام،ياد عيد ديدن … more →
آريانا wrote 1 year ago: صبح كه بيدار شدم طرف چپ گلوم و گوشم درد مي كرد… اصلاًفكرشم نكنين كه مي رم به مربي محترم ميگم … more →
آريانا wrote 1 year ago: چه بيتابانه مي خواهمت، اي دوريت آزمون تلخ زنده به گوري… — پ ن: تاحالا دقت كردين چقدر اي … more →
آريانا wrote 1 year ago: مريم منو به يه بازي جديد دعوتيده كرده! نمرديم يكي مارو دعوت كرد! قضيه كتابهايي است كه رهايشان كرده … more →