بیشتر عکسهایی که از صحرا و شنهای روان دیدهام، صحرا را از نمای دور یا نسبتا با فاصله نشان میدهند. یعنی تاکید روی کلیت نمای صحرا یا تپه ماهورهای شنی و به قولی «اندام صحرا» دارند. به ذهنم رسید که ای… بیشتر →
بامدادیامیر wrote 1 month ago: متن اصلی: هندونه: یک شرکت قطارهای مسافربری هند در اقدامی عجیب برای ارعاب و ترساندن هزاران مسافری که … more →
امیر wrote 1 month ago: متن اصلی: هندونه: یک شرکت قطارهای مسافربری هند در اقدامی عجیب برای ارعاب و ترساندن هزاران مسافری که … more →
امین هاشمی wrote 2 months ago: تو لحظه های بی کسیش پرنده پر نمیزنه مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود تو خلوت آيينه ها به انتظار نشس … more →
1imeslehame wrote 3 months ago: رمضان که می شود تازه به یاد سفرهای ضروری و عقب افتاده اش می افتد. … more →
همبستگی wrote 3 months ago: به شکوفهها، به باران، برسان سلام ما را دكتر محمدرضا شفيعی کدکنی، استاد بارز و متبحر و محقق ارزشمند … more →
Alireza wrote 4 months ago: لازم می دانم قبل از نوشتن درباره ی سفر هایم ، اندکی از نفس مسافرت کردن بنویسم . سفر ، شالوده ی زندگی … more →
خودم wrote 5 months ago: - پروازت دیر نشه! - بذار این یه آهنگو هم گوش بدم. - داره سوار میکنه. آخرین مسافرا هم سوار شدن. - اذ … more →
به یاد تهران wrote 9 months ago: از خوشحالي نميتوانستم روي پاهايم بند شوم. همين طور كه گوشي تلفن را گرفته بودم دستم، مثل بچههاي … more →
خودم wrote 9 months ago: بله سوءتفاهم بود. رفتارها، دستها، نگاهها، زاویههای روشن کلمات و سایههای تاریک سکوت، همه بر پایه … more →
خودم wrote 9 months ago: - سلام. چیکار داری میکنی؟ - دارم این ماشینه رو میکشم. - چرا؟ اینجا که پارک ممنوع نیس؟ - ممنوعه بد … more →
خودم wrote 9 months ago: - سلام. روز شما بخیر. - سلام. روز شما هم به خیر. [پاسپورتم را نگاه میکند. کارت پرواز را هم. با لحنی … more →
bamdadi wrote 9 months ago: راحت سر جای خودم نشسته بودم و داشتم آماده میشدم که بخوابم. در همین حال عجوزه وارد شد. لباس رنگارنگ … more →
امیر wrote 1 year ago: مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ما … more →
خودم wrote 1 year ago: توی هواپیما از قسمت معمولی به قسمتهای ویژه (اکانامی کلاس، بیزنس کلاس، فرست کلاس) که حرکت میکنی صند … more →
madadkar wrote 1 year ago: «…میگفت، من هم مسافرم. دلم طوری میتپید که انگار قورباغه توی دلم است که غبغبش بالا و پایین میرود و … more →
محمدعلی رضایی wrote 1 year ago: سفر را به خاطر بسپار مسافر رفتنی است . . . . … more →
محمدعلی رضایی wrote 1 year ago: مسافر جاده عشق مسافر جاده غم مسافر بی همسفر همسفر تنهایی ها همدم بی هم زبونی مونس نا مهربونی با کوله … more →
خودم wrote 1 year ago: بیشتر عکسهایی که از صحرا و شنهای روان دیدهام، صحرا را از نمای دور یا نسبتا با فاصله نشان میدهند. … more →