نمي دونم چرا درباره اين اتفاق چيزي ننوشتم و نمي دونم كه چرا الان دارم مي نويسم ! داستان مربوط به زمان دانشجويي و تنها ازدواج دانشجويي است كه در كلاسمان رخ داد. در واقع هيچ كس فكر نمي كرد كه آن دختر و … more →
ذهن خاكستريمهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: نمي دونم چرا درباره اين اتفاق چيزي ننوشتم و نمي دونم كه چرا الان دارم مي نويسم ! داستان مربوط به زما … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: مادربزرگم به بيماري پاركينسون مبتلاست . اين بيماري باعث تحليل تدريجي بدن ، خشكي و كرختي مدام و كند ش … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: تنها راه ارتباطي با آنها گوشي تلفني بود كه بايد بر مي داشتي تا صداي خسته شان را بشنوي ! و تصويرشان ر … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: داستاني واقعي ، ساده و تكان دهنده ! يك نقص ژنتيكي كه باعث مي شود فرزندان پسري كه با اين نقص به دنيا … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: مشاهدات اعجاب انگيز من در مترو منحصر به خيل دختران كبريت فروش در فروشگاه زيرزميني نمي شود بلكه هر رو … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: چند وقت پيش در تلويزيون برنامه اي پخش مي شد ، درباره زندگي معلولين ! يكي از آنها حرف جالبي زد . او گ … more →