بارها سعی کردم حوادث ناخوشایند رو از ذهنم پاک کنم. ولی نشد، هیچوقت موفق نبودم. گهگاهی دوباره به سراغ چشیدن طعم تلخ بعضی خاطرات میرم یا گاهی اونها به سراغم میان…. بارها هم شده که از مرور حوا… more →
دل نوشتهpanthea wrote 1 year ago: بارها سعی کردم حوادث ناخوشایند رو از ذهنم پاک کنم. ولی نشد، هیچوقت موفق نبودم. گهگاهی دوباره به س … more →
panthea wrote 1 year ago: تا اونجا كه در مورد خودم و خيليهاي ديگه ميدونم ، در تقويم شخصي هر كسي يك روزهايي هست كه آدم با خود … more →
panthea wrote 1 year ago: امروز حسام آفتابگردوني ِ …. !!! دلم ميخواد همش طرف آفتاب باشم! … راستي چرا امروز هوا ا … more →
panthea wrote 1 year ago: … بعد از كلي كلنجار رفتن : گفتم: آخه چي بگم؟ گفت: چي بگم كه نشد جواب! حرفتو رك و پوست كنده بزن … more →
panthea wrote 1 year ago: تا حالا شده يه گوشه بشيني، دستهات رو بذاري زير چونت، زل بزني به يه ترك سياه روي ديوار يا يك نقطهي … more →
panthea wrote 1 year ago: بين نارنجي، زرد و سبز… چي؟ … رنگ برگها … مرگ رنگها …! 2 ماه از پائيز گذشت … more →