مدت ها انتظار کشیدم تا شاید بهار فصل های پاییزی زندگی ام را رنگ سبز شکفتن زند… دریغ معجزه ای در کار نیست تابلوی سرنوشت را تنها با نارنجی و زرد آراسته اند…. پانته آ … more →
دل نوشتهpanthea wrote 3 months ago: مدت ها انتظار کشیدم تا شاید بهار فصل های پاییزی زندگی ام را رنگ سبز شکفتن زند… دریغ معجزه ای … more →
panthea wrote 1 year ago: گنجشک لالا سنجاب لالا آمد دوباره مهتاب لالا لا لا لا لایی لا لا لا لایی گل زود خوابید مثل همیش … more →
panthea wrote 1 year ago: خيلي وقتا پيش مياد نوشتههاي كوچيكي رو ميخوني كه به اندازهي يك كتاب ميتوني ازشون حرف بيرون بكشي … more →
panthea wrote 1 year ago: “عطرِ گل خاطرهي عطر كسي است كه نميداني كيست… “ … more →
panthea wrote 1 year ago: پائيز بود و من با خاطرهي روزهاي دور، ميانديشيدم، كه چه سان در گذرگاه زندگي، بيقرار گام برداشته … more →
panthea wrote 1 year ago: … وقتي ميجوشي هولناكتر از آوار كوهي، و زيباتر از رويش رنگ در بهار، و نشاطِ آبستني در پو … more →
panthea wrote 1 year ago: چه پرسي ازمن: – « چرا خموشي؟ هجوم غم را نمي خروشي ! جدار شب را نمي خراشي، چرا بدي را شدي پذيرا … more →
panthea wrote 1 year ago: اين شعر كوتاه، زيبا و دلنشين رو امروز در صفحهی اول مجلهی دختران خوندم . ديدم حيفه كه شما نخونيناش … more →
panthea wrote 1 year ago: الان به شدت ذهنم از هر چيزي خالي شده! دارم به “هيچ چيز” فكر ميكنم! … دنبال يك را … more →