ترسیدم همه چیز یک فریب بزرگ باشد… باور نکن که هیچ پایانی نیست.. … more →
گویی که نیم در خون ...آرش wrote 3 months ago: ترسیدم همه چیز یک فریب بزرگ باشد… باور نکن که هیچ پای … more →
آرش wrote 4 months ago: من غریبه ها را می پرستم آشنای من ،ای آشنای من… تو غری … more →
آرش wrote 4 months ago: من نوشت است و بس… ورق های دفترم را می کنم تا کسی آنها … more →
آرش wrote 4 months ago: من نوشته از آن مردی که دریده شد… آن مرد بزرگ بود. آن م … more →
آرش wrote 4 months ago: من نوشتک از موسیقی …. کاش غرقه می شدم… ببین ببین/ک … more →