ترسیدم همه چیز یک فریب بزرگ باشد… باور نکن که هیچ پایانی نیست.. … more →
گویی که نیم در خون ...آرش wrote 1 year ago: ترسیدم همه چیز یک فریب بزرگ باشد… باور نکن که هیچ پایانی نیست.. … more →
آرش wrote 1 year ago: من غریبه ها را می پرستم آشنای من ،ای آشنای من… تو غریبه ام باش من غریبه ها را می پرستم — … more →
آرش wrote 1 year ago: من نوشت است و بس… ورق های دفترم را می کنم تا کسی آنها را نخواند ،اینجا می نویسمشان تا همه بخوا … more →
آرش wrote 1 year ago: من نوشته از آن مردی که دریده شد… آن مرد بزرگ بود. آن مرد بزرگ بود چون آرمان بود… آن مرد … more →
آرش wrote 1 year ago: من نوشتک از موسیقی …. کاش غرقه می شدم… ببین ببین/که فغانت کنم ببین/که فغانت کنم ز خنده … more →