من از سمتی که خانهام بود آمدم. او هم از سمتی که خانهاش بود آمد. هر دو به موقع به میعادگاه رسیدیم و هیچکدام زیاد منتظر نماندیم. با نگاه به هم سلام کردیم. دستهایم را از جیب درآوردم و دستهایش را گرف… بیشتر →
بامدادیخودم wrote 1 year ago: من از سمتی که خانهام بود آمدم. او هم از سمتی که خانهاش بود آمد. هر دو به موقع به میعادگاه رسیدیم و … more →
خودم wrote 2 years ago: «دریا» کوچک است خانههای ما نیز… در این انحط … more →