piamak wrote 3 months ago: ای کاش آنکه در آسمانها میاندیشد تفکری زمینی داشت. … more →
piamak wrote 3 months ago: و باقی ماندهی حسابِ بانکیاش تنها یک زخم بود که تامین کنندهی خون رگانش بود … more →
piamak wrote 3 months ago: چگونه خداودندی را سپاس گویم که از میان همهی صفات مطلقهاش تنها «تنهایی» را به من عطا کردهاست؟ … more →
piamak wrote 8 months ago: من تا بدانجا رفتهام که در ذهن خلاق هیچ خدایی نمیگنجد … امیدیه – خوزستان – ۷۹/۸/۲ … more →
piamak wrote 11 months ago: وقتی رهگدری نیست، کوچه در تنهایی خود از خود میگذرد. … more →
piamak wrote 11 months ago: وقتی کسی نیست تا در برابرش گذشت کنم، مجبورم از اشتباهات خودم بگذرم تا این احساس رضایت در من تلف نشود … more →
piamak wrote 11 months ago: مرگ را با آغوش باز به انتظار نشستهام، زندگی شروعی دیگرباره میشاید. … more →
piamak wrote 11 months ago: تمامی آنچه را در چشمانت ندیده بودم در آینه دیدم! خوب شد رفتی. حتی تصور زندگی کردن با خودم هم برایم م … more →
piamak wrote 11 months ago: برای حل مشکل روحیام به پزشک مراجعه کردم! پزشک به روح اعتقاد نداشت! مشکلم حل نشده ماند. … more →
piamak wrote 12 months ago: زندگی درد عظیمیست که تنها مرگش تسلاست … more →
piamak wrote 1 year ago: ماندم «چگونه ماندی؟» آنگونه که زندهای در جستجوی زندگی … more →
piamak wrote 1 year ago: شیزوفرنی نوعی سرطان روح است که طی آن روح خود را با سرعتی سرسام آور به شخصیتهایی متفاوت و نامربوط ت … more →
piamak wrote 1 year ago: م«بعضی چیزها رو نمیشه گفت» اصرار کرد که بگویم. نکته را نگرفته بود. نکته ربطی به چیزها نداشت. نکته ع … more →