نا آشنا باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیر و دار یک نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمۀ لب های من تشنه ای سیراب شد، سیراب شد باز هم در بستر آغوش من رهروی د… بیشتر →
فروغ فرخزادمستانه wrote 1 year ago: نا آشنا باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیر و دار یک نبرد عشق من بر … more →