“میگفت چيزي نشده و اصرار هم ميكرد و خب، من چارهاي نداشتم جز اينكه قبول كنم همين حرفش را كه ميگفت سرش … more →
چهار ستاره مانده به صبحfouRstaR wrote 1 week ago: منم مُهر و مومشدگی! میدانی خیاط! اینکه درد هم دا … more →
fouRstaR wrote 4 months ago: “میگفت چيزي نشده و اصرار هم ميكرد و خب، من چاره … more →